حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٨

حكومتى جز حكومت تنصيصى نمى‌توانست اهداف الهى را محقق سازد و هيچ نوع حكومتى در جهان، به پايه صلاحيت چنين حكومت نمى‌رسد.

حالا اگر آمديم، به عللى، چنين پيشواى معصومى در اختيار مردم نبود، كم اشكال‌ترين حكومت كه مى‌تواند مايه رضايت خاطر اكثريت قاطع گردد، همان حكومت اكثريت بر اقليت است، نه حكومت‌هاى استبدادى و نه حكومت اشراف و اريستوكرات‌ها و يا حكومت ثروتمندان.

ثانيا بسيارى از اشكالات دموكراسى مربوط به دموكراسى غربى است، كه نه جامعه، تربيت اسلامى و بينش مذهبى دارد كه در برگزيدن افراد، مصالح ملى و الهى را در نظر بگيرد و نه ترس از عذاب الهى آنان از انتخاب افراد صالح باز بدارد تا از خريد و فروش آرا خوددارى كنند، نه در منتخب و حاكم جامعه شرايط قائلند كه او به جاى پيروى از افكار عمومى، از مصالح عمومى پيروى كند.

ولى در محيطهاى اسلامى كه مردم از تربيت اسلامى برخوردارند و افراد صلاحيت‌دار براى حكومت برگزيده مى‌شوند بسيارى ازاين اشكالات منتفى است، و هرچند از نظر «ايده‌آل» بودن به پايه حكومت الهى و تنصيصى نمى‌رسد ولى در صورت نبودن چنين حكومت ايده‌آل، راه و چاره‌اى جز اين نيست.