حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٢
معاويه چنانكه قوم ثمود هلاك شدند! ما امام و رهبر نداريم. شما به سوى ما بياييد اميد است خداوند ما را تحت رهبرى آن حضرت بر حق مجتمع سازد.» «١» امام در پاسخنامه سران كوفه، نوشت: «مسلم بن عقيل پسر عم من و مورد اطمينان من است او را به نمايندگى خود به كوفه فرستادم.
«فان كتب الىّ انّه قد اجتمع رأى ملئكم و دؤى الحجى منكم على مثل ما قدمت به رسلكم اقدم اليكم»:
«اگر مسلم بن عقيل به من بنويسد كه پزرگان و خردمندان شما همه بر اين عقيده هستند، كه من به كوفه بيايم، آنگاه به خواستههاى شما جواب مثبت خواهم داد». «٢» ه. هنگامى كه مهاجر و انصار با على عليه السّلام بيعت كردند، امير مؤمنان بر بالاى منبر قرار گرفت و فرمود:
«ايّها النّاس عن ملا و أذن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حقّ الّا من امرّتم ..»
______________________________
(١). تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٢١؛ كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٢٦٦.
(٢). ارشاد، مفيد، ص ١٨٣.