حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٠

نوشته بود، خواند و در پاسخ معاويه به آن دو نفر نامه را آورده بودند، فرمود: شما وظيفه خود را در ابلاغ پيام معاويه انجام داديد اكنون آنچه مى‌گويم بشنويد، و آن را از من به معاويه برسانيد:

«در حكم خدا و دين اسلام، بر عموم مسلمان واجب است كه پس از آنكه امام و پيشواى آنها مرد، يا كشته شد، (خواه آن امام گمراه باشد يا هدايت يافته، مظلوم باشد يا ظالم، ريختن خون او حلال باشد يا حرام) هيچ عملى انجام ندهند و به هيچ كارى دست نزنند، پيش از آنكه براى خود و تمام كارهاى اجتماعى خود پيشوايى عفيف و دانشمند و خدا ترس و آشنا به احكام قضا و سنت انتخاب نمايند، تا در بين آنان حكومت نمايد و حق مظلوم را از ظالم بستاند، مرزهاى آنها را پاسدارى كند و ماليات آنان را دريافت نمايد، حج و جمعه را بر پا دارد و حقوق مالى آنها را جمع‌آورى كند، آنگاه مردم در باره پيشواى «به ناحق كشته شده خود» در نزد امام جديد دادخواهى كنند، تا او در اين مورد به حق حكم نمايد. «١»

______________________________

(١). پرسشى كه در حديث اول مطرح است، در اين حديث نيز مطرح مى‌باشد و پاسخ پرسش را در پايان بحث خواهيد خواند. امام على عليه السّلام در اين سخنان عالى و ارزنده خود، امر حكومت را از مهمترين فرائض و تعيين امام و خليفه را از تماتم احكام بيشتر مورد توجه و عنايت قرار داده است، به گونه‌اى كه اگر حاكمى نباشد و امر حكومت تنظيم نگردد، قلم نسخ بر تمام احكام دين كشيده مى‌شود، زيرا اكثر احكام حيات بخش اسلام بسته به وجود حاكم و امام است، و چون اين نامه از-