حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٨٥
داشت.
ازاين بيان مىتوان به دست آورد، كه سرچشمه قدرت در تأسيس حكومت، جامعه اسلامى است و جامعه موظف است كه دولت اسلامى را تشكيل دهد.
زيرا جامعه است كه بايد دست دزد را ببرد، بدكار را تازيانه بزند، با دشمن نبرد كند. اسلام كه اين تكاليف را از خود جامعه مىخواهد، بايد به خود او نيز اجازه دهد كه تشكيل دولت بدهد زيرا قيام به اين وظايف بدون يك سازمان و تشكيلات ممكن نيست.
٢. عقل و خرد يكى از ادلّه استنباط احكام
يكى از دلايل چهارگانه در فقه اسلام «عقل» است، عقل با روشنى كامل، حفظ نظام اجتماعى را واجب مىداند. و انديشمندان اسلام بر پايه همين حكم عقل، گفتهاند كه يك قسمت از حرفهها و صنايع، واجب كفايى است. هرگاه حفظ نظام، واجب و لازم باشد و عقل حفظ نظام را از جامعه مىخواهد، و از طرفى حفظ و حراست آن بدون وجود دولت نيرومند امكانپذير نيست. ازاين جهت جامعه اسلامى به حكم خرد براى نظم و انضباط، و حفظ نظام بايد دست به تأسيس سازمان سياسى بزند كه بتواند به تكليف جامعه عمل كند و اين خود گواه بر اين است كه سرچشمه قدرت خود ملت اسلامى است.