حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٨٤

دست دزد را ببرند «١»، افراد بدكار را تازيانه زنند «٢»، مرزهاى كشور را صيانت كنند «٣»، با مشرك و منافق نبرد نمايند «٤»، با ستمگر تا سر حدّ پذيرش حق نبرد را ادامه دهند «٥» و ....

اين‌گونه از تكاليف، كه در فقه اسلامى به آن‌ها واجب كفايى مى‌گويند، تكليف جامعه اسلامى در شعاع كوچك آن روز و شعاع بزرگ امروز است. و حقيقت واجب كفايى جز اين نيست كه خدا، اين وظيفه را از جامعه اسلامى مى‌طلبد، به گونه‌اى كه اگر فردى و يا گروهى قيام به وظيفه كنند و زير با تكليف بروند، تكليف محول به جامعه را، انجام داده‌اند و اگر همه اعضاى جامعه در انجام آن كوتاهى ورزند، همه مسئول خواهند بود.

از آنجا كه وظايف پيشين، متوجه جامعه اسلامى است و جامعه بدون تشكيل دولت به انجام اين وظايف قادر نيست، ازاين جهت بر جامعه لازم است كه براى تحقق بخشيدن، به دستورهاى اجتماعى اسلام، دولتى تشكيل دهد و اين كارها را كه از وظايف جامعه است به دست دولت بسپارد زيرا در غير اين صورت جز هرج‌و مرج، و بر زمين ماندن وظايف اجتماعى اسلام، سرانجامى نخواهد

______________________________

(١). مائده/ ٣٨.

(٢). نور/ ٢.

(٣). آل عمران/ ٢٠٠.

(٤). توبه/ ٧٣.

(٥). حجرات/ ٩.