حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٨٣
از پنج نفر، موجود ديگرى خواند و گفت شش نفر، بر سر ميز غذاخورى نستهاند، و آن عبارت است از پنج نفر به اضافه هيئت اجتماعى.
ولى از نظر حقوقى كه غالبا با واقعيتهاى عرفى سر و كار دارد «جامعه انسانى» خواه به صورت كوچك مانند «ايل» و «قبيله» و يا به صورت بزرگ مانند «ملّت يك كشور» يا «يروان يك دين»، از يك واقعيت عقلايى و عرفى برخوردار است و براى خود تكاليف و وظايفى دارد، غير از وظايف فردى. و تمام ملل متمدن، جامعه را ازاين ديدگاه به رسميت شناختهاند.
آنگاه كه اسلام از ديده حقوقى، به فرد و جامعه مىنگرد، هر دو را در موقف خاص خود، به رسميت شناخته، و تكاليفى متوجه هر دو نموده است.
همه ما، از تكاليف فردى اسلام آگاهى داريم، هر فردى بايد نماز گزارد، روزه بگيرد، پيمان خود را محترم بشمارد، پدر و مادر را احترام كند و ....
در عينحال اسلام يك رشته تكليفى درا دارد كه متوجه جامعه است و بار تكليف را به دوش اجتماع كه از ديدگاه حقوقدانان و جامعهشناسان، شخصيت حقوقى دارد، گذارده و به آنان دستور داده است كه: