حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٧٦
انسانى را ببيند ولى خود داراى آنها نباشد، با طبيعت رابطهاى نداشته باشد ولى كاملا آن را بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد ولى حاضر باشد كه به سعادت ما كمك كند، بالأخره به افتخاراتى اكتفا نمايد كه به مرور زمان عملى گردد، يعنى در يك قرن خدمت كند و در قرد ديگر نتيجه بگيرد. «١» روى اين ملاحظات است كه در آيين مقدس اسلام، قوه مقننهاى به صورت فردى و خودسرانه و يا به صورت دستهجمعى وجود ندارد. و قانونگذارى جز خدا و شارعى جز «اللّه» نيست، و افراد ديگر مانند فقيهان و مجتهدان، همگى قانون شناسانى هستند كه با رجوع به منابع قوانين، احكام الهى را بيان مىكنند.
دلايلى از قرآن
از بررسى آيات قرآن، به روشنى ثابت مىگردد كه تقنين و تشريع فقط از آن خدا است و در نظام توحيدى، رأى و نظر هيچكس در حق كسى، حجت و نافذ نيست و كسى حق ندارد رأى و نظر خود را بر فرد و جامعه تحميل كند و مردم را بر اجراى آن به زور و قهر دعوت نمايد.
در چشم انداز «نظام توحيدى» به حكم گفتار پيامبر گرامى «٢»
______________________________
(١). قراردادهاى اجتماعى، ترجمه زيرك زاده، ص ٨١.
(٢). الناس سواسية كأسنان المشط.