حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٦١
معروف و نهى از منكر، هرگز بدون نظارت فقيه، امكانپذير نمى باشد، زيرا تطبيق احكام در اين موارد آن چنان حساس و آسيب پذير استكه بدون سرپرستى متخصص اسلامى انجام نمىگيرد.
٣. ولايت فقيه و قوه قضائيه
اگر در دو قوه ياد شده نظارت و هدايت فقيه لازم باشد، در مسائل قضائى كه ارتباط مستقيم با جان و ناموس و مال مردم دارد، تصدى فقيه و مباشرت وى لازمتر و ضرورىتر است. حل و فصل دعاوى مربوط به اين امور بدون فقاهت و احاطه بر احكام اسلامى، امكانپذير نيست و اين مطلب بر كسانى كه با مسائل قضائى كم و بيش در ارتباطند، واضح و روشن است.
اينجاست كه فلسفه لزوم وجود عنصر دوم در حكومت اسلامى خودبهخود روشن شده، و نقطه ابهامى باقى نمىماند.
به خاطر تأثير بسزايى كه سرپرستى يك امام عادل، يك فقيه دادگر، در برپايى اسلام دارد، امير مؤمنان عليه السّلام پس از بيان پايههاى اسلام، يادآور مىشود كه «ولايت» آخرين پايه و نگهبان واجبات و سنتها است. «١»
______________________________
(١). ثم الولاية و هى خاتمتها، و الحافظة لجميع الفرائض و السنن (وسائل الشيعة، ج ١، ص ١٨).