حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٤٠

كه بايد تمام كارهاى او با قوانين عدل اسلامى منطبق باشد، و از اهداف عالى و انسانى حكومت اسلامى آگاه بودند؛ تشكيل حكومت اسلامى را منافى آزادى‌هاى مشروع نمى‌شمردند.

ما مسلمانان كه قرن‌ها، زير سلطه حكومت‌هاى جائر و ستمگر، شهوتران و ميگسا ر، آزمند و غارتگر، سفاك و خونريز زندگى كرده‌ايم، چگونه ازاين دستور جامع و روشن امام غافل بوديم و هيچ‌گاه به فكر حكومت صالح نبوديم و هميشه به يك مشت ستمگر و سفاك مجال مى‌داديم كه با زد و بندهاى سياسى، و وابستگى‌هاى همه جانبه به نام حاكم و پادشاه اسلام، بر ماحكومت كنند؟

زمامدارانى كه بويى از انسانيت و اسلام به مشام آنان نرسيده بود؟!

آرى علت اين‌كه آرزوى ما جامه عمل نمى‌پوشيد؛ اين بود كه ما مسلمانان خواهان استقلال و آزادى و برقرارى حكومت اسلامى، بدون دادن قربانى، و بدون بذل جان و مال بوديم، و پيوسته مى‌خواستيم كه خدا بدون قيد و شرط ما را كمك كند. هرچند ما در اين راه قربانى ندهيم. درصورتى‌كه كمك خدا به ما مشروط به اين است كه ما نيز دين او را يارى كنيم چنان‌كه مى‌فرمايد:

يا أيّها الّذين آمنوا إن تنصروا اللّه ينصركم و يثّبت أقدامكم. «١»

______________________________

(١). محمد/ ٧.