حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٢٥
حقيقت اسلام، يك رشته اصول و فروع است كه از جانب خدا فرستاده شده است، و پيامبر صلى اللّه عليه و اله و سلم مأمور است كه مردم را به آن دعوت كند، و در شرايط مناسب همه را پياده نمايد ولى چون اجراى يك رشته از احكام كه حافظ نظم و انظباط در اجتماع است، بدون تشكيل حكومت امكانپذير نيست،- لذا- پيامبر به حكم عقل و خرد و به حكم ولايتى كه خدا به وى داده بود، دست به تشكيل حكومت زد و نظام توحيدى را در قالب يك حكومت اسلامى پياده كرد.
حكومت در اسلام هدف نيست، بلكه وسيله است براى اجراى احكام و قوانين و تأمين اهداف عالى آنكه بدون تأسيس سازمان سياسى امكان پذير نيست. از اين جهت، پيامبر شخصا دولت و حكومتى را پايه گذارى نمود.
خلاصه: اجراى حد بر سارق و زانى، رسيدگى به اختلافات مسلمانان در امور مالى و حقوقى، جلوگيرى از احتكار و گرانفروشى، گردآورى زكات و مالياتهاى اسلامى، گسترش تعاليم اسلام، و رفع دهها نيازمندىهاى ديگر جامعه اسلامى، بدون يك سرپرستى جامع و پيشرو و قاطع، و بدون يك زعامت و حكومت مورد پذيرش ملت، امكانپذير نيست.
اكنون كه مسلمانان وظيفه دارند كه اين احكام و تعاليم اسلامى را موبهمو اجرا كنند و از طرفى اجراى صحيح آنها، بدون تأسيس