حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٢٣

١ ضرورت تشكيل حكومت‌

ضرورت وجود حكومت در زندگى اجتماعى بشر، آن‌چنان روشن است كه نيازى به دليل و برهان ندارد. حكومتى كه آزادى‌هاى فردى را در چهارچوب مصالح اجتماعى حفظ كند و در پرورش استعدادها بكوشد، و مردم را به وظايف خود آشنا سازد و قوانين را اجرا كند. از اين جهت انديشمندان بزرگ جهان، مانند افلاطون، ارسطو، ابن خلدون‌ «١» و برخى ديگر وجود دولت را يك پديده اجتناب‌ناپذير تلقى كرده‌اند.

در اين ميان «ماركس» وجود دولت را تا آن‌جا كه اختلاف طبقاتى در ميان است، ضرورى مى‌داند، ولى معتقد است كه پس از گسترش «كمونيسم» در سرتاسر جهان، دولت بايد از بين برود، وى‌

______________________________

(١). مقدمه ابن خلدون، ص ٤١- ٤٢.