حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٥٢
«انطاكيه» كه مظالم دولت دوم، او را به دامن مسلمين كشانده بود، بشنويم. وى صريحا اعتراف مىكند «اين دست انتقام الهى بود كه در مقابل ستمكارى و بيدادگرى روم كه به اتكاى قدرت خود، كليساهاى ما را غارت، و سرزمينهاى ما را غصب كرده و بىرحمانه بر ما عذاب و شكنجه وارد مىساخت، فرزندان اسماعيل (مسلمانان عرب) را از نقاط دور دست جنوب، به سوى ما فرستاد تا ما را آزادى بخشيده و از دست روم نجاتمان دهند.»[١] «آرنولد» مؤلف كتاب «الدعوة الى الاسلام» مىنويسد:
«شهرهايى كه به دست عمال امپراطورى روم اشغال شده بود، در مقابل مسلمانان يكى پس از ديگرى داوطلبانه تسليم مىشدند و اين به خاطر آن بود كه از يك نوع بزرگوارى و گذشت بهرهمند مىشدند كه در طول تاريخ قرنهاى متمادى بر اثر تعصبات مذهبى، رنگ آن را نديده بودند اسلام به آنها اجازه مىداد كه شعاير مذهبى خود را بدون مزاحمت انجام دهند فقط براى جلوگيرى از تحريكات مذهبى و تصادمات خونين لازم مىديد كه مقرارتى، در اين زمينه مراعات گردد.»[٢] آرى اينگونه مدارا با اهل كتاب سبب شده بود كه آنان در
[١] - اسلام و صلح جهانى، ص ١٥٨.
[٢] - اسلام و همزيستى مسالمتآميز، ص ١١٩- ١٢٠.