حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٥١
اين كار واداشته است؟ او گفت:
«جزيه دادن، نيازمندى و پيرى» دست او را گرفت و به منزل خود برد و به مقدارى كه نيازمندى فورى او را رفع كند، به او بخشيد.
آنگاه او را پيش خازن بيت المال فرستاد و به او دستور داد تا حال اين مرد و امثال او را مراعات كند و افزود قسم به خدا اگر در حال جوانى از آنها سود ببريم و در هنگام پيرى آنها را رها كنيم، انصاف روا نداشتهايم.»[١] بدين جهت در فتوحات اسلامى پيش از آن كه سربازان اسلام به دروازههاى شهر برسند اهل كتاب با كمال ميل و اشتياق حاضر مىشدند دروازه شهرهاى خود را به روى مسلمانان بگشايند و از آنان به گرمى استقبال نمايند.
هنگامى كه سپاهيان مسلمان به فراندهى «ابو عبيده جراح» به سرزمين «اردن» رسيدند، مسيحيان اردن، نامهاى به اين مضمون به مسلمانان نوشتند «اى مسلمانان شما پيش ما از روميان محبوبتريد گرچه آنها همكيش ما هستند ولى شما نست به ما با وفاتر، رئوفتر، عادلتر و نيكوكارتريد. آنها علاوه بر اينكه بر ما مسلط شدند منازل و هستى ما را هم غارت كردند».[٢] در اينجا بجاست كه مطالب فوق را از زبان كشيش بزرگ
[١] - اسلام و صلح جهانى، صفحه ١٥١.
[٢] - تاريخ ابن عساكر، ج ١، ص ٤٠.