حكومت اسلامى در چشمانداز ما

حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٢٤

لازم باشد كه از نظر اين گروه پيروى كنند؟

ولى هرگاه به زندگى بشر، از ديد اجتماعى بنگريم، نظر ديگرى خواهيم داشت و خواهيم گفت كه شركت در زندگى دسته‌جمعى التزام به لوازم و توابع آن نيز هست. در زندگى اجتماعى، مصالح فرد در چهارچوب مصالح اجتماعى مطرح مى‌باشد. و چون يگانه راه براى حفظ نظام و مصالح ملت، پس از شور و مشورت، حكومت اكثريت بر اقليت است، در اين صورت كسى كه تن به زندگى اجتماعى مى‌دهد، قهرا يك چنين امر حياتى را نيز امضا كرده و بر آن صحه مى‌گذارد.

امروز برخى از شركت‌ها به صورت سهام متفرق به فروش مى‌رسد، و هر شركتى براى خود هيئت مديره و آيين‌نامه‌اى دارد و در اين آيين‌نامه غالبا قيد مى‌شود كه در تصميمات هيئت مديره، نظر اكثريت بر اقليت مقدم است، كسى كه سهامى مى‌خرد، با توجه به چنين آيين‌نامه، تن به چنين قراردادى مى‌دهد و هرگز حق ندارد بر نحوه گزينش هيئت مديره و كيفيت اجراى تصميم‌ها در صورتى كه مطابق آيين‌نامه باشد، اعتراض و يا با تصميمات آنها مخالفت كند.

پرسش چهارم‌

آيا حكومت اسلامى، حكومت خدا بر مردم (تئوكراسى)، و يا