حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١١٣
ولى تنها استقلال مالى كافى نيست، بلكه قاضى بايد در عمل خود از هر عامل فشار خارجى و از مداخله هر صاحب سلطه و نفوذى، مصون باشد، قاضى بايد هر عامل خارجى را ناديده بگيرد، تا حق، خودبهخود بدون تأثير و مداخله عوامل خارجى، روشن شود و لذا على عليه السّلام در اينباره به مالك اشتر مىنويسد:
«و اعطه من المنزلة لديك ما لا يطمع فيه غيره من خاصّتك ليأمن بذلك اغتيال الرّجال له عندك فانظر فى ذلك نظرا بليغا».
«چنين كسى را نزد خويش عزيزدار و به خود نزديكش كن تا كسى از نزديكان تو، دروى طمع نكند و از اينكه مردم بتوانند به منزلت او نزد تو آسيبى برسانند، آسوده بماند و با خيال آسوده در مورد خائنان به وظائف خود عمل كند اينكه در مورد انتخاب قاضى آنچه را كه گفتم بكاربند، و در اين كار تأمل بسيار كن».
يعنى قاضى بايد از موقعيتى برخوردار باشد كه تحت تأثير احدى قرار نگيرد، تا بتواند به حق داورى كند و دعاوى را حل و فصل نمايد و بدون كوچكترين ترس و ملاحظه حكم صادر كند، و در اصطلاح سياسيون امروز از آن به «استقلال دستگاه قضائى» و تفكيك آن از قواى ديگر، تعبير مىشود.
على عليه السّلام، امام و رهبر مسلمانان و بزرگترين حاكم امت