حكومت اسلامى در چشمانداز ما - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٠٨
اگر برنامه حكومت اسلامى را كه به وسيله آن «نظام اسلامى» برپا مىشود، ملاحظه نماييد؛ خواهيد ديد كه بدون سازمان كامل و تشكيلات وسيع، و قوّه مجريه امكان ندارد، آن برنامههاى وسيع در زمينههاى مختلف سياسى، اقتصادى، مالى و دفاعى و غيره پياده شود.
ج. قوّه قضائيه
قوّه قضائيه سومين ركن از اركان حكومت اسلامى است، زيرا رسيدگى به دادخواهى انسانها در تمام جوامع بشرى، از اهميت بالايى برخوردار است، و از طرف ديگر ارتباط مستقيم با اجراى عدالت دارد، و يك از اهداف انبيا به شمار مىرود. ازاين جهت آيين اسلام به اين قوّه اهميّت بيشترى داده است.
علّت اختلاف دو چيز است: يكى مربوط به افراد خودمحور و خودخواه و ديگرى مربوط به انسانهاى ناآگاه از قانون. اينك به شرح هردو عامل مىپردازيم:
١. حرص و آز: طبع بشر بر اين است كه پيوسته مىخواهد همه چيز را از آن خود سازد و در هر كارى «خودمحور» گردد. اين روحيه، او را از معنويات و فضايل عالى انسانى دور مىسازد.
٢. اختلاف در تشخيص حق: اختلاف دو نفر ممكن است مربوط به حرص و طمع آنان به حقوق يكديگر نباشد، بلكه به خاطر