فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠ - فصل سوم عظمت و مقام انسان

اين است كه خلافت آدم به اعتبار نوع انسانى مى‌باشد، نه به اعتبار خصوصيت شخص او و از اين‌جا استنباط تعلق سجده به جنبه نوعى آدم نيز غير صحيح شمرده نخواهد شد. بنابراين اين نوع انسانى مفتخر و داراى منصب جانشينى خداوند و مورد تعظيم ملائكه مى‌باشد نه خصوص حضرت آدم به اعتبار نبوت خود.

در موضوع خلافت نوع انسانى آيات ديگر نيز وجود دارد، مانند:

١- وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ‌ (آخر انعام).

٢- أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ ... يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ‌ (نمل ٦٢).

٣- هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ‌ (فاطر ٣٩).

لكن ممكن است مراد از اين خلافت خلافت از خداوند نباشد بلكه خلافت لاحقين از سابقين باشد چنان‌چه در آيه چهارده سوره يونس به آن اشاره شده است. ثم جعلناكم خلائف فى الارض من بعدهم لننظر كيف تعملون سپس شما را جانشينان در زمين بعد از ايشان (مجرمين قرون پيشين) قرار داديم تا نگاه كنيم كه چگونه عمل مى‌كنيد. (دقت شود)

به هر حال جانشينى انسان از جانب خداوند كاشف خدا گونه بودن انسان است كه از نظر علمى و عملى خارقات زيادى را مى‌توان پديد آورد.

سومين امتيازى كه براى انسان مد نظر گرفته شده است اين است كه آن‌چه در زمين است به خاطر آفريده شده است. خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً (بقره ٢٩) حتى خورشيد (مركز منظومه شما ما) و ماه و شب‌