فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - فصل اول ارزش فطرى انسان

مى‌شويم اين است: آيا در ميان مخلوقات، موجودى به سان انسان و همانند او آفريده شده است يا نه؟

شايد جواب قاطعى براى سؤال مذكور نداشته باشيم ولى به ملاحظه آيه شريفه‌ وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‌ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا اسراء ٧٠- مى‌توان جواب مثبتى داد.

در اين آيه خداوند در مقام تكريم انسان و گرامى داشت او و بيان نعمت‌هاى خود كه انسان را بر دريا و زمين مسلط كرده است و از طيبات و پاكيزه‌ها به روزى داده است مى‌فرمايد: و برترى داديم بنى آدم را بر بسيارى از مخلوقات خود.

اگر انسان از همه مخلوقات بهتر بود مناسب مقام اين بود كه آن را بيان مى‌فرمود. به عبارت ديگر وصف هر چند از نظم علم اصول مفهوم ندارد و نمى‌شود كه از كلمه (على كثير) استفاده عدم اكمليت بنى آدم را از همه مخلوقات نمود ولى به قرينه مقام اين استفاده بى جهت نيست. وقتى افضليت اين غير كثير از انسان به سبب دلالت آيه اول نفى شود قهراً هم قدم و هم طراز انسان خواهد بود[١]

حالا اين موجود و يا موجودات مساوى با انسان كيست؟ براى ما مشخص‌


[١] . احتمال دارد كه احسنيت تقويم به اعتبار استعداد و حال خصوصى انسان باشد و يا به اعتبار موجودات مادى زنده جان نه به اعتبار مطلق مخلوقات. هر چند اين احتمال مخالف ظهور لفظى آيه شريفه است.