فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - فصل اول ارزش فطرى انسان
تقويم شامل تن و روان آدمى (هر دو) مىگردد.
بنابراين مىشود از آيه شريفه استنباط كرد كه انسان در بالاترين مرتبه آفرينش قرار دارد و هيچ موجودى بهتر از او به لحاظ بدن مادى و جوهر معنوى در حلقه هستى پديد نيامده است.
بلى از آيه، اكمليت تكوينى انسان از همه موجودات امكانى، چه مادى و چه روحانى استفاده نمىشود. زيرا امكان دارد موجود يا موجودات ديگرى همانند انسان متصف به احسن تقويم باشد. و به اصطلاح اثبات شىء نفى ما عداى او را نمىكند[١].
بعيد نيست كه آيه ثم أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ (المؤمنين ١٤) نيز بر بيشتر از آنچه كه مفاد آيه اول بود دلالتى نداشته باشد[٢].
به هر حال ما تنها از اين دو آيه نتيجه سلبى به دست آورديم كه هيچ موجودى كاملتر از انسان در جهان به وجود نيامده است، نه نتيجه مثبت كه انسان از همه موجودات بالاتر است. و بر اين اساس سؤالى كه با آن متوجه
[١] . آيه مباركه( اولئك هم خير البريه) كه افضليت انسان مؤمن و صالح را از همه موجودات ثابت مىكند ربطى به محل بحث ندارد زيرا بحث ما در افضليت تكوينى است و آيه مذكور افضليت تشريعى را بيان مىدارد( دقت شود)
[٢] . بلكه دلالت آن حتى مانند آيه گذشته روشن نيست چون كه استفاده اين كه موجودى كاملتر از انسان نيست بدين جهت است كه ذكر احسن الخالقين تنها در فرضى مناسبت دارد كه از انسان، موجودى بالاتر نباشد.