رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٧ - جهان ماده قديم است يا حادث؟
هم خواهند بود.
اينان منكر آفريدگار و خالق جهان مىباشند، و همه عوارض را به خود ماده قديم، نسبت مىدهند. با كمال تعجب جمع زيادى از دانشمندان غربى به همين عقيده هستند.
در مقابل آنان ميليارد ها انسان، دنيا را حادث و مخلوق خداوند جهان مىدانند. كه در لسان بعضى به «مليين» و در لسان مشهور به «موحدين» و «خدا شناسان» نامزد هستند.
قبل از وارد شدن در استدلال به تفسير اصطلاحات توجه نماييد:
١- قديم و ازلى: موجودىكه اوّل و ابتداء ندارد؛ به عبارت ديگر وجود مسبوق به عدم و نيستى نمىباشد.
٢- باقى و ابدى: موجودىكه آخر و نهايت نداشته باشد.
٣- سرمدى: موجودىكه نه اول داشته باشد و نه آخر؛ هميشه بوده و هميشه خواهد بود.
٤- حادث: موجودىكه اول نبوده و بعد به وجود آمده؛ مانند افراد انسان و حيوان و افراد نباتات و گياهان و ساير اشياء.
قانون: هر موجودىكه ازلى و بى ابتداء و بى خالق فرض شود، حتما ابدى و باقى هم خواهد بود؛ چون وجود او ضرورى است و قابليت تحول و تغيير و انقلاب را ندارد، تا چه رسد كه نيست مطلق بگردد.[١]
ماديين دهرى (منكرين آفريدگار جهان) مىگويند: حوادث و زوال آن ها محسوس و قابل انكار نيست؛ ولى اصل ماده ازلى بوده و آفريده نشده است.
[١] - اين استدلال ما با ماديين است، نه با فلاسفه اى كه جهان را قديم زمانى( مسبوق بالفاعل) مى دانند، نه مسبوق به عدم؛ و تقدم علت بر معلولش را رتبى مى دانند نه زمانى. هرچند اين نظريه هم در نظر ما مردود است.