رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣ - ضروريات و نظريات
هيچ اشتباهى در آن راه پيدا نمىتواند و قطعى مىباشد.[١]
ولى در قسمت مواد استدلالى هرچند در حدود مفاهيم كلى و تعريفات، باز موضوع روشن شده لكن در تطبيق اين مفاهيم كلى بر مواد خصوصى آن هنوز ابهام شديد وجود دارد كه در عنوان بعدى روشن مىگردد.
ضروريات و نظريات
معلومات انسان اگر فى حد نفسه براى او روشن بوده و نيازى به تفكر نداشت ضرورى ناميده مىشود؛ و اگر محتاج به فكر و نظر بود نظرى گفته مىشود؛ نظريات به وسيله ضروريات به دست مىآيد و كار استنباط به دور و تسلسل نمىانجامد.
ضروريات بر شش قسم مىباشند:
١- أوّليات: كه ادراك آن ها بر چيزى زايد از تصور دو طرف آن (موضوع و محمول) توقف ندارد چه تصور مذكور ضرورى باشد و يا نظرىكسبى؛ اول مانند كل از جزء خود بزرگتر است، دوم مانند ممكن در وجود خود نيازمند واجب الوجود است كه تصور «ممكن» و «واجب» كسبى مىباشد.
٢- حسّيات: قضايايىكه عقل به صحت نسبت محمول به موضوع به توسط يكى از حواس حكم مىكند ولى تصديق به نياز مندى وجودى ممكن ضرورى مىباشد.
اگر اين حواس ظاهرى باشد،[٢] قضاياى حسى مذكور مشاهدات ناميده مىشود؛ و اگر باطنى باشد (حس مشترك، خيال، وهم و حافظه) وجدانيات
[١] -
|
اوسط اگر حمل يافت در بر صغرى و باز |
وضع به كبرى گرفت شكل نخستين شمار |
|
|
حمل به هردو دوم وضع به هردو سوم |
رابع أشكال را عكس نخستين شمار |
|
[٢] - ديدن و شنيدن و بوييدن و چشيدن و ماليدن( لمس).