رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٦ - آزادى ملت ها يا چپاول ثروت آنها؟
جهانى در باره نفت حاكى از آن است كه يك سوم نفت جهان در منطقه خليج فارس واقع است، و اين منطقه در آينده يكى از مناطق اصلى انرژى جهان خواهد بود، و هر كس كه بتواند بر نفت خليج فارس سلطه پيدا كند، مىتواند بر جهان و اقتصاد جهانى حكومت كند، پيش بينى مىشود در سال ٢٠٢٠ م مصرف روزانه جهانى نفت به ١٢٠ ميليون بشكه در روز خواهد رسيد؛ در حالى كه اكنون مصرف روزانه نفت در جهان ٧٥ ميليون بشكه است، اين افزايش مصرف نفت به منزله ايجاد يك بحران جهانى است و چه بسا به جنگ هاى نيز منجر خواهد شد، زيرا تقاضا دو برابر عرضه خواهد بود.
اگر ما به بند هاى قانون جديد نفت عراق كه اخيرا نورى المالكى آن را براى تأييد به پارلمان ارايه كرده، دقت كنيم در مى يابيم كه در آن به سلطه شركت نفت عراق بر ٨٠ چاه نفت پايان داده شده است و مسئوليت آن فقط به ١٨ حلقه چاه نفت محدود شده و ٦٠ چاه باقى مانده در ميان چهار شركت بزرگ امريكايى و انگليسى تقسيم شده است.
مسأله خطرناك تر اين است: قانونى را كه كارشناسان امريكايى تهيه كرده اند به شركت هاى بزرگ اجازه مى دهد تا به كاوش نفت در مناطق مختلف عراق بپردازد، و اداره مناطق نفتى جديدى را كه كشف كرده اند بر عهده بگيرند، بدون اينكه شركت نفت عراق در آن نقش و سهمى داشته باشد؛ به اين دليل صدور فتوايى توسط هيئت علماى عراقى مبنى بر تحريم اين قانون و عدم تأييد آن شگفت انگيز نيست؛ زيرا قانون فوق باعث نابودى ثروت ملى عراق و قرار گرفتن آن در زير سلطه شركت هاى نفتى بيگانه؛ همانند زمان قبل از ملى شدن نفت مىشود.
نيروى هاى امريكايى نظام صدام را به خاطر مردم عراق، بهبود زندگى آنها، و حفظ حقوق شان سرنگون نكردند، آن ها عراق را به خاطر نفت اين كشور اشغال