رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٨ - ١١) نور ستارگان
بايستى وجود داشته باشد، ولى جعفر صادق نامى از عوالم اوسط نبرده و ضرورى نمىدانسته كه از آن عوالم نام ببرد و تعريف اكبر و اصغر، شامل تمام عوالم هستى مىشود مگر اينكه دو عالم مساوى باشند.
چون هر عالم نسبت به عالم ديگر بزرگتر است يا كوچكتر و اگر دو عالم مساوى باشد باز هر يك از آن دو نسبت به عوالم ديگر بزرگتر يا كوچكتر است، لذا جعفر صادق تعريف عوالم اكبر و اصغر را براى عوالمى كه در هستى وجود دارد كافى دانسته است.
از شماره عوالم اكبر و اصغر از وى سوال كردند او جواب داد كه جز خداوند هيج كس از شماره عوالم اكبر و اصغر اطلاع ندارد و با هيچ عددى نمىتوان شماره عوالم را تعيين كرد.
علم امروزى اين گفته جعفر صادق را تصديق مىنمايد و هر قدر نجوم پيشرفت مىكند منجمين مى فهمند شماره كهكشان ها و خورشيد هايى كه در جهان هست بيش از آن مىباشد كه تصور مى كردند و حتى شماره خورشيد هاى جهان از عددى كه «ارشميدس» معروف در سه قرن قبل از ميلاد براى ذرات دنيا ذكر كرده بود بيشتر است.
ارشميدس مى گفت شماره ذراتى كه در جهان هست عدد ١٠ به توان ٦٣ مىباشد، يعنى اگر عدد ١٠ را شصت و سه بار در خود آن ضرب كنيم شماره ذراتى كه در جهان هست به دست مىآيد.
در نظر ارشميدس ذره عبارت بود از كوچكترين جزء از ماده كه ديگر نتوان آن را به دو قسمت كرده و به همين جهت آن را «جزء لايتجزى» مى خواندند.
«ادينگتون» دانشمند فيزيكى انگليسى كه در سال ١٩٤٤ ميلادى زندگى را بدرود گفت در آغاز اين قرن و هنگام جوانى گفت مجموع اتم هاى كه در هستى وجود دارد عدد ١٠ به توان هشتاد مىباشد، يعنى اگر عدد ده را هشتاد بار