جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٢ - الف از طريق شيعه
را رهبرى كند وگرنه مصداق اين دو شعر واقع ميشود:
|
خواجه پندارد كه طاعت ميكند |
غفلتا بر خويش لعنت ميكند |
|
|
خيالات نادان خلوتنشين |
زهم بر كند عاقبت كفر و دين |
|
و به عبارت ديگر مبارزين شيعه در اين نوع از مبارزات بايد از از مجتهديكه تقليد ميكنند در زمان غيبت ائمه (ع) اجازه بگيرند و يا رهبرشان مجتهد جامع الشرائطى باشد كه به مبارزه اقدام- نمايد، و مبارزين سنى نيز از دانشمندان شائسته خود بايد اجازه بگيرند.[١]
سبب دوم موجود نبودن شرايط پيروزى و قدرت حكومتهاى وقت و ضعف امكانات مادى مبارزين بوده است كه شواهد متعدد آن در قيا مهاى بنى هاشم و غيرهم بچشم ميخورد و لذا به زيد (رح) هم گفته شد[٢]
اگر قيام كنى شكست ميخورى و كشته ميشوى. و روايت نهج- البلاغه كه از حركت مسلحانه نهى ميكند ظاهرا روى همين سبب است لذا خود حضرت امير در موقع قدرت، تمام عمرش را بجهاد عليه يا- غيان گذارنيد، و جاى انكار نيست كه مبارزه در فرضى واجب ميشود كه احتمال پيروزى در بين باشد و چنانچه شكست مسلمانان و قتل رهبران بزرگ دينى حتمى باشد اين نوع مبارزه نه تنها واجب نيست
[١] بايد متوجه بود كه ما تاكنون پيرامون سهگونه قيام صحبت كرده ايم جهاد ابتدايى، جهاد دفاعى و مبارزه عليه حكومتهاى امروز قسم دوم محتاج به اجازه نيست و قسم اول و سوم محتاج به اجازه از حاكم شرعى است.
[٢] به كتب علم رجال مانند تنقيح المقال و معجم الرجال و صفحه ٣٩ جلد ١١ الوسايل مراجعه شود.