جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٣ - الف از طريق شيعه
كه حرام هم ميباشد[١]
شما اگر درين روايت ابى بصير دقت كنيد متوجه ميشويد كه مقصود امام حركتهائى است كه رهبران آنها خود ادعاى امامت دارند و در خط امامت ائمه (ع) عليهم السلام نيستند، لذا سرزنش را متوجه پيروان ننموده بلكه مستقيما صاحبان بيرق و رهبران قيامها را بعنوان طاغوتى كه بجاى خدا مورد فرمانبردارى قرار ميگيرند سرزنش و محكوم نمودهاند. حالا اگر كسى از شيعه قبل از قيام قائم قيام كند و مردم را در خط رهبرى حضرت قائم اداره كند آيا باز هم طاغوت- است؟ مسلماند.
(ششم) روايت عمر بن حنظله از امام صادق (ع): پنج علامت پيش از قيام قائم پديد آيد: صحيه و سفيانى و خسف و قتل نفس زكيه و يمانى. گفتم فداى شما اگر كسى از اهل بيت شما قبل ازين علامت خروج كرد با او بيرون آئيم؟ فرمود نه[٢]. مىبينيد كه راوى سؤال را در خصوص خارج از اهل البيت ميكند كه بعنوان- امام باشد و اگر خروج كسى جايز نميبود قيد مذكور لغو ميشد، بهر- حال اين روايت اينقدر دلالت دارد كه قبل ازين علامات از ائمه (ع) كسى قيام نميكند و پيروان آنها نبايد خروجكننده از بنى- هاشم را امام بدانند.
بر علاوه كه سند روايت هرچند تا راوى اخير صحيح است ولى خود عمر- بن حنظله راوى اخير مجهول الحال است و لذا روايت مذكور از- مدار اعتبار بيرون ميرود.
(هفتم و هشتم) روايت حسين بن خالد و جابر[٣] كه مخاطب را قبل-
[١] شرايط زمان متغير است گاهى بعضى از قيامها موجب خوف حكومتها ميشود و از ظلم و تعدى تا حدودى ميپرهيزند لذا در يك روايت ضعيف السند ص ٣٩ ج ١١ وسايل) وارد شده كه امام ميفرمايد دوست داشتم از آل محمد كسى خروج ميكرد و من مصرف عيال او را ميدادم تا اين مبارزات باشد ما به خيريم.
[٢] ص ٣٧ ج ١١ وسايل الشيعه.
[٣] ص ٤٠ و ص ٤١ همان كتاب