جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٦ - فصل دهم جهاد دفاعى
قانون اسلامى حق آنان نيست و غصبى محسوب ميشود كه با فرض علم به غصبيت، نماز نمازگزاران در آن زمينها باطل و تصرف- در آن اموال حرام است. و هكذا كه بيان فهرست همه اين بدبختيها ميسور نيست و مثنوى هفتاد من كاغذ ميشود. اختيار انسان تنها در نماز خواندن و روزه گرفتن باقى ميماند كه آنهم گاهى با مشكلات روبرو ميشود، غالبا مردم مستطيع از رفتن بحج محروم بودهاند، مردها بر جلوگيرى زن و دختر خويش كه قصد خروج از منزل را بدون حجاب داشتهاند قادر نبودهاند و بالاخره غالب مسلمانان درين نظامها غالبا ذليل و بيچارهاند، و گروههاى زيادى از مردم- خصوصا جوانان- گمراه كماعتقاد و حتى بدبين به دين و مرتد و فاسق ميگردند كه تجربه سالهاى متمادى شاهد صادق همه اين اوضاع اسفناك است[١]
فعلا وظيفه شرعى مسلمانها انتخاب كدام يك ازين دو طريق است؟ چنانچه قبلا نوشتم اين مسأله در فقه مورد بحث قرار نگرفته تا نظر و استدلال آنان را براى خوانندگان عزيز نقل كنم، ولى روش و عمل جمع كثيرى از فقهاى ما دلالت بر اين دارد كه اين گونه قيام مسلحانه واجب نيست و حتى ظاهرا بجواز آنهم قايل نباشند، زيرا جواز بالمعنى الاخص يعنى اباحه- درينگونه موارد معناى درستى ندارد، قيام مذكور يا بايد واجب باشد يا حرام.
[١] در ايران در هرروز و شب شايد چند ميليون تومان شراب مى- آشاميدند، در قصابيها گوشت خنزير وجود داشت، فحشا بيداد ميكرد، بىحجابى آبروئى براى اسلام نمانده بود، سينماها منبع فساد بود، ربا در همه بانكها وجود داشت، جوانان از دين دور مى شدند، دختران و پسران در دانشگاه و بعضى از مدارس مختلط بودند، اعتماد دولت بر آمريكا بود، ولى پس از قيام و انقلاب قهرآميز مردم مسلمان اين مفاسد يا بكلى از بين رفته و يا در خفا انجام ميگيرد كه قابل جلوگيرى نيست.