علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٧ - سرچشمههای احادیث
السیوف فمع بنیامیة، و النصر من عندالله، گفت: ما اراک الاّ صدقت، الناس عبید المال، و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درّت به معائشهم، فاذا محصّوا بالبلاء قلّ الدیانون».[١]
با وجود این خلط، سخن ابن ابی الحدید دریچه جالبی برای فهم حدیث حضرت سیدالشهداء٧ گشود. با شناخت سرچشمه این حدیث، گفتار شارحان کلام علوی٧[٢] ـ که بسیار بیشتر از شارحان کلام سایر معصومان: هستند ـ شرحی بر حدیث حضرت سیدالشهداء٧ ارائه میدهد.
ما در اینجا به نقل کلام ابن ابی الحدید و اشارهای گذرا به کلام سایر شارحان بسنده میکنیم:
وی میگوید:
اصل اللعقة شیء قلیل یؤخذ بالمعقة من الاناء یصف دینهم بالنزارة و القلة کتلک اللعقة و لم یقنع بان جعله لعقة حتی جعله علی السنتهم فقط ای لیس فی قلوبهم.[٣]
از این سخن برمیآید که: اولاً، دین مردمان اندک و ناچیز است و ثانیاً، تنها بر سر زبانهایشان جاری است و به دلهایشان راه نیافته است. به نکته دوم، در کلام شارحان دیگر نیز اشارت رفته است.[٤]
در اینجا باید یادآور شویم که ممکن است تشبیه به جهت قلّت، تنها در واژه لعقة(با تاء) باشد و نه در لعق (بدون تاء)؛ با این بیان که تاء لعقة، تاء وحدت گرفته شده، که نشانگر اندکی این فعل است.[٥] لذا این احتمال وجود دارد که در اصل کلام حضرت سیدالشهداء نیز «لعقة» به جای لعق بوده است. در پارهای مصادر نیز کلام آن حضرت به این شکل نقل شده است.
تذکر دو تحریف در متن احادیث
در متن کلام حضرت سیدالشهداء، در برخی کتب، به جای لعق، لغو دیده میشود که بیتردید، محرّف است.[٦] در سخن حضرت مولا نیز در برخی مصادر، «صاردین» به «مصادرین» تحریف شده است.[٧] لذا برای یافتن روایات مشابه باید احتمال تحریف را از نظر نینداخت و به یک شکل جستجو بسنده نکرد.
[١]. نهجالبلاغة، خ١١٣ (صبحی صالح)؛ خ١١٢ (ابن ابی الحدید، فیضالاسلام و مؤسسه نشر اسلامی)؛ خ١٠٩ (عبده)، و نیز در غررالحکم، ص١٢٣ با عبارت «قد صار دین احدکم...» قطعهای از روایت آمده است.
[٢]. شرح نهجالبلاغة، ج٧، ص٢٤٩.
[٣]. کشف الغمة، ج٢، ص٣٢، و به نقل از آن در بحارالانوار، ج٤٤، ص١٩٥، ح٩ با تحریف لعق بلغو. در مصادر دیگری هم مضمون کلام فرزدق به نقل از او (الارشاد، ج٢، ص٦٦؛ انساب الاشراف، ج٣، ص١٦٥؛ تاریخ الطبری، ج٣، ص٢٩٦؛ کشف الغمة، ج٢، ص٤٢؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج٤، ص٩٤) یا با نسبت به دیگران (الفتوح ابن اعثم، ج٥، ص٧٧؛ دلائلالامامة، ص١٨٢؛ ر.ک: موسوعة کلمات الامام الحسین ٧، ص٣٣٦ـ ٣٣٨ و نیز ص٣٤٨. شبیه این کلام از امام حسن٧ در وصف اهل کوفه وارد شده است: ان قلوبهم معنا و ان سیوفهم لمشهورة علینا. (الاحتجاج، ج٢، ص٧٢ و به نقل از آن در بحارالانوار، ج٤٤، ص١٤٧، ح١٤).
[٤]. اختیار مصباح السالکین، ص٢٦٨.
[٥]. شرح نهجالبلاغه، ج٧، ص٢٤٩ و نیز ر.ک: شرح غررالحکم خوانساری، ج٤، ص٤٨٢.
[٦]. توضیح نهجالبلاغه، ج٢، ص٢١٣؛ شرح عبده بر نهجالبلاغه، ج١، ص٢٢١؛ منهاج البراعة راوندی، ج٢، ص٩؛ شرح ابن میثم بر نهجالبلاغه، ج٣، ص٩٢ (و به نقل از آن در منهاج البراعة خویی، ج٨، ص٤٩)، در اختیار مصباح السالکین دو نکته را در یک عبارت درج کرده است: اللعقة بالضمّ اسم لما یأخذه الملعقة مما یعلق و استعارة للاقرار بالدین باللسان و کنزّ به عن ضعفه و قلّته، و نیز ر.ک: اعیان الشیعة، ج٨، ص٤٤٤.
[٧]. در کتاب العین، ج١، ص١٦٧ آمده: «اللعقة: اسم ما تأخذه بالملعقة و اللعقة: المرة الواحدة، فالمضموم اسم و المفتوح فعل مثل اللقمة و اللقمة و الاکلة و الاکلة» و در لسان العرب، ج١٠، ص٣٣٠ میخوانیم: «اللعقة: مالعق... و اللعقة الشیء القلیل منه».