علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧ - نگاهی به جایگاه علمی علی بن ابراهیم قمی
ونحن ذاكرون و مخبرون بما ينتهی إلينا و رواه مشايخنا و ثقاتنا عن الذين فرض الله طاعتهم و أوجب ولايتهم و لا يقبل عمل إلا بهم.[١]
صاحب الوسائل الشيعة گفته است:
همچنین، علی بن ابراهیم به ثبوت احادیث تفسيرش شهادت داده و آنها به وسیله ثقات از ائمه: روایت شده است.[٢]
نیز آیةالله خویی گفته است:
مقصود علی بن ابراهیم از آنچه بیان داشته، اثبات صحت تفسیر خود بوده و اینکه روایاتش ثابت و صادر از معصومان: است و به وسیله مشایخ و ثقات شیعه به او منتهی شده است. بنابراین، دلیلی ندارد که توثیق وی را فقط شامل کسانی بدانیم که علی بن ابراهیم، بدون واسطه، از ایشان روایت کرده است.[٣]
گفتنی است، آنچه از این دو بزرگوار نقل كرديم، با تمام احترامی که برای نظریاتشان قایل هستیم، از عدم مطالعه درست کتاب از سوي ايشان ناشی شده است و ایشان تنها به آنچه در مقدمة کتاب آمده اکتفا کردهاند. پیشتر گفته شد که این تفسیر ترکیبی است از آنچه جامع آن از علی بن ابراهیم، از مشایخش روایت کرده و نیز روایاتی که جامع تفسیر از مشایخ خود نقل کرده است که سند آنها به زیاد بن ابی جارود میرسد.
در بخش دوم تفسیر روایاتی وجود دارد که راوی تفسیر، آنها را با سندهای متصل به امام٧ از دیگر مشایخش ـ که نامشان را یادآور شدیم ـ نقل کرده است. بنابراین، چگونه میتوان این تفسیر را یکی از نوشتههای علی بن ابراهیم برشمرد و حکمی که در مقدمة کتاب وارد شده، بر آن جاری ساخت.
به علاوه، نمیتوان گفت که مراد قمی از عبارت «رواه مشایخنا و ثقاتنا» تمامی کسانی را که در سند روایات تفسیر تا به امام منتهی شود، شامل میگردد؛ بلکه به نظر میرسد منظور او فقط مشایخ بیواسطه اوست و عطف «و ثقاتنا» بر «مشایخنا» بر مشایخ بلا واسطه دلالت دارد.
و از آنجا که نقل بلا واسطه از ضعیف از وجوه ضعف راوی شمرده میشود، ولی نقل از ثقهای که از غیر ثقه نقل میکند، چنان اثری ندارد، علی بن ابراهیم به وثاقت مشایخش اشاره کرده تا خود را
در معرض نقد و اعتراض قرار نداده باشد؛ و گرنه، در اسناد قمی کسانی واقع شدهاند که اعتمادی بر
آنان نیست.
حق این است که تفسیر القمی اهمیت خاصی در میان کتابهای تفسیر دارد. افزون بر جایگاه رفیع مؤلف در علم، فضل و اتقان و نزدیکی عصر او به عصر ائمه معصوم:، بویژه درک عصر امام هادی٧ و امام عسکری٧، اگرچه از ایشان روایتی نقل نکرده، تفسیر او از امتیازات متعددی برخوردار است که مهمترین آنها بدین شرح است:
[١]. ر.ک: الذریعة، ج٤، ص٣٠٢ـ٣٠٧.
[٢]. تفسیر القمی، ج١، ص٤.
[٣]. وسائلالشیعة، ج٢٠، ص٦٨، فایدة ششم.