علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٧ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
در قضیهای دیگر آن حضرت٤ مفوضه را كذاب خواندند و فرمودند:
قلبهای ما ظرفهایی برای مشیت خداست، اگر او بخواهد، ما نیز میخواهیم.[١]
یعنی ارادۀ ما تابع ارادۀ الهی است و اگر در امور نیز تصرفی انجام دهیم، به اذن و ارادۀ اوست. بنابراین، معجزات و كرامات ائمه: نیز بدین شكل قابل توجیه است كه این امور به اذن خداست؛ چنانكه عیسی ٧ به اذن الهی كور را بینا میكرد و مردگان را زنده میكرد. در روایتی از ابوبصیر، امام باقر ٧ در پاسخ وی در مورد توانایی امام به زنده كردن مردگان و شفای نابینایان، فرمودند:
بله، اما به اذن خدای متعال و در همین داستان چشمان نابینای ابو بصیر را شفا دادند كه به درخواست خود وی به حالت اول بازگشت.[٢]
اما آنچه مفوضه میگفتند، فراتر از این روایات بود. مفوضه بر این باور بودند که پیامبر٦ و ائمه: تمام كارهایی را كه باید خدا انجام دهد، انجام میدهند؛ با این تفاوت كه قدرت خدا اصلی است و قدرت آنها تبعی[٣]. آنان میگفتند رزق مردم و امور آسمان و زمین به دست ائمه: است.[٤] تفویض بدین معنا؛ یعنی بسته دانستن دست قدرت الهی در امور تکوینی، مورد تأیید شیعیان نیست و این عقاید كفر محسوب میشود.[٥] امام رضا ٧ در روایتی مشهور از كسانی كه برای ائمه: مقامی كه حق آنان نیست، ادعا كند، بیزاری جسته و خلق و رزق و عبودیت را مخصوص خدای متعال دانستند.[٦]
اختلافات فرقهای در كوفه و انتقال مکتب حدیثی شیعه به دیگر شهرها
با تلاشهای فراوان صادقین٨ تعداد شیعیان از جهت کمّی و کیفی رو به فزونی نهاد. پراکندگی جغرافیایی مناطق شیعی نیز از کوفه به قم، طبرستان، خراسان، بغداد ـ که مرکز حکومت و تازه تأسیس بود)، مصر، یمن و ... گسترش پیدا کرد. از زمان امام صادق ٧ گستردگی جغرافیایی مناطق شیعهنشین و افزون شدن تعداد شیعیان موجب تشکیل سازمان و گروهی به نام «وکالت»[٧] گردید که تشکیلاتی منسجم و منضبط داشت و امور مالی منصب امامت را سامان میداد.[٨]
كوفه، اما در این زمان، درگیر اختلافات فرقهای فراوان شد. پس از شهادت امام صادق٧ در میان شیعیان اختلافاتی پیش آمد و آنان در تعیین امام بعدی دچار سرگردانی شدند. پس از شهادت امام کاظم٧ این اختلاف بیشتر شد. اغلب این فرقهها در كوفه پدید میآمدند و ائمه: را در حلّ اختلافات دچار مشكلات فراوان مینمود. گزارشهایی از مخالفت و سرزنشهای امام جواد ٧ دربارۀ غالیان این
[١]. «وعلی قولی هذا جماعة أهل الامامة إلا من شذّ عنهم من المفوّضة و من انتمی إلیهم من الغلاة»: ( اوائل المقالات، ص٦٧).
[٢]. بحارالانوار، ج٢٥، ص٣٤٧ ـ ٣٥٠.
[٣]. شبهة الغلو عند الشیعة، ص١٦٣.
[٤]. الغیبة (طوسی)، ١٤١١، ص٢٩٤.
[٥]. دلائل الامامة، ص٥٠٦؛ الهدایة الكبری، ص٣٥٩؛ الغیبة (طوسی)، ص٢٤٧.
[٦]. بصائر الدرجات، ص٢٨٩.
[٧]. طرائف المقال، ج٢، ص٣٥٨.
[٨]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٦١٥ ـ ٦١٧، ش٥٨٧ و ٥٨٨.