علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣١ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
شد و متكلمان به تفصیل از آن سخن گفتند و به بررسی ابعاد آن پرداختند.[١] عصمت ویژگی امام است و به گفتۀ شیخ مفید:
عصمت تفضلی از خدای متعال برای کسی است که میداند به عصمت پایبند میماند، ولی عصمت مانع از قدرت بر قبیح یا اجبار بر فعل حسن نیست.[٢]
از دیگر متكلمان بزرگ این دوران، محمد بن علی بن نعمان معروف به صاحب الطاق (به دلیل قرار داشتن دكان صرّافی وی در محلۀ طاق المحامل كوفه)، و نیز مؤمن الطاق (در شیعه؛ نامی كه هشام بن حكم بر وی نهاد) و شیطان الطاق (در میان سنیان) است.[٣] وی از نوابغ روزگار خود در شعر[٤]،
و در مباحث كلامی بسیار حاضر جواب بوده و حكایات و مناظرات وی با مخالفین در نوشتهها محفوظ است. او نیز، مانند هشام، در مباحث امامت خبره بوده و امام صادق ٧ وی را به مناظرات كلامی دستور میداده است.[٥]
هشام بن سالم از دیگر شاگردان و اصحاب امام صادق ٧ است که به جهت تخصص در علم توحید بیشتر در این موضوع به بحث و مناظره پرداخته است.[٦] او را مؤلف کتابهایى از جمله کتابى دربارۀ معراج دانستهاند.[٧] در این زمان در میان شیعیان گرایشهاى گوناگون كلامى وجود داشت و باعث درگیریهاى حادى میشد كه شواهد آن در كتب رجال و حدیث، بویژه رجال الكشی به وفور دیده میشود و از نام كتابهای راویان در كتب فهرستنگاری نیز قابل استفاده است؛ مانند كتب هشام بن حكم در رد هشام بن سالم و مؤمن الطاق.[٨] اختلاف میان هشام بن حكم و هشام بن سالم چندان جدی بود كه رؤسای شیعه مناظرهای میان آن دو ترتیب دادند تا اختلافاتشان را حل كنند. با این همه، هشام بن سالم ستایشگر دانش هشام بن حكم بوده است[٩]. جالب آن است كه گاهى افراد یك گروه در تمامى اصول فكرى جز اصل پذیرفتن امامت ائمه با رهبر و رئیس علمى خود اختلاف نظر پیدا میكردند، مانند أبوجعفر سكّاك بغدادی كه شاگرد هشام بن حكم بود، ولی به غیر از امامت در دیگر عقاید با هشام مخالفت كرد.[١٠]
[١]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٥٥٦.
[٢]. الفهرست ابن ندیم، ص٢٢٣.
[٣]. علل الشرائع، ج١، ص٢٠٤؛ معانی الأخبار، ص١٣٣.
[٤]. علل الشرائع، ج١، ص٢٠٣.
[٥]. الشافی فی الامامة، ج١، ص٢٨٦ـ٣٠٠؛ النجاة فی القیامة، ص٥٥ ـ٦٣؛ الألفین فی إمامة أمیرالمؤمنین علی بن أبیطالب ٧، ص١٣٥ و١٨٠ و٣٠٣ـ٣٧٩.
[٦]. تصحیح الاعتقاد، ص١٢٨.
[٧]. رجال النجاشی، ص٣٢٥، ش٨٨٦؛ لسان المیزان، ج٥، ص٣٢١، ش١٠١٧.
[٨]. منابع پیشین.
[٩]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٥٥٥.
[١٠]. رک: همان، ج٢، ص٥٥٦.