علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٠ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
متكلمان نیز به تربیت شاگردانی برای مناظرات مذهبی در نسلهای بعد همت میگماشتند، چنانكه فضل بن شاذان خود را خلف محمد بن أبی عمیر و صفوان بن یحیى مینامید و یونس بن عبدالرحمن را خلف هشام بن حكم برای مناظره با مخالفان می دانست.[١]
برخی از این افراد، حتی پیش از پیدایش معتزله به بحثهای كلامی میپرداختند. قیس بن ماصر كوفی از متكلمان شیعه است كه قبل از تكوین معتزله، به دست امام سجاد٧ تربیت شده است[٢]. بحثهاى متكلمان شیعه اختصاصى به امامت نداشته و در همه مسائل جارى بوده است؛ چنانکه سه اثر از آثار هشام بر رد ارسطو و ثنویان و اصحاب طبایع بوده است.[٣]
متكلمان شیعی آن دوران در بنای پایههای اعتقادی شیعه نقش بسزایی داشتند و با مناظرات مذهبی موفق با مخالفان راه را برای تثبیت عقاید شیعی در نسلهای بعدی فراهم كردند.
هشام بن حكم كوفی از متكلمان بنام شیعه است كه بحثهاى كلامى را از امام صادق٧ آموخته بود[٤]. هشام از جوانترین و در عین حال برجستهترین متكلم دوران ائمه: بود كه با آرای دقیق و مناظرات موفقیتآمیز خود تأثیر زیادی بر جامعۀ شیعی زمان خود و زمانهای بعد بر جای نهاد؛ به طوری كه هارونالرشید میگفت:
زبان هشام از هزار شمشیر در جان مردم كارسازتر است.[٥]
وی از متكلمان حاذق، و بویژه در مبحث امامت ـ كه مهمترین تفاوت شیعه با مخالفان است ـ استادی تام داشته و امام صادق ٧ وی را در مناظرات مربوط به امامت بر دیگران مقدم میكرد.[٦] ابنندیم قدرت وی را در كلام این چنین وصف میكند:
هشام از متکلمان شیعه است. او باب کلام در موضوع امامت را باز نمود و با نظری عمیق مذهب شیعه را جانی تازه بخشید.[٧]
هشام بن حکم در بحث عصمت ائمه نظریات اساسی داشته و از بنیانگذاران این مبحث در شیعه است؛ به طوریکه محمدبن أبی عمیر میگوید:
در طول همنشینی با هشام از هیچ بحثی مانند مبحث عصمت ائمه از وی بهره نبردم.[٨]
هشام بن حکم در مناظرۀ خود با ضرار امام را برترین مردم در علم و عصمت و شجاعت و سخا میداند و معتقد است که امامت تا روز قیامت ادامه پیدا میکند.[٩] پس از هشام مبحث عصمت كاملتر
[١]. اختیار معرفة الرجال، ج١، ص٤٠٠، ش٢٩١.
[٢]. همان، ج١، ص٣٨٣، ش٢٧٣.
[٣]. برای نمونه ر.ک: همان، ج٢، ص٤٢٤ و ٤٢٩ (ترجمة مؤمن الطاق) و ص٥٥٤، ش٤٩٤.
[٤]. همان، ج٢، ص٤٢٥.
[٥]. الایضاح، ص١٧؛ اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٨١٨ ، ش١٠٢٥.
[٦]. الکافی، ج١، باب الاضطرار إلی الحجة، ح٤.
[٧]. رجال النجاشی، ش١١٦٤.
[٨]. الکافی، ج١، باب الاضطرار إلی الحجة، ص١٦٩ـ١٧٣، ح٣.
[٩]. الإمام جعفر الصادق ٧، ص٢٢٢.