علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٩ - روايات اهلبيت در منابع اهلسنت
حاجی خليفه سنن ترمذی را از نظر اعتبار و منزلت سومين كتاب حديثی اهلسنت دانسته است.[١] ترمذی خود گفته است كه جامعاش را پس از تصنيف بر دانشمندان حجاز، عراق و خراسان عرضه داشته و همة آنها از تأليف او اظهار رضايت كرده و دربارهاش گفتهاند كه اين كتاب در خانة هر كس باشد، مانند پيامبری است كه سخن میگويد.[٢]
نسایی دو كتاب، به نامهای السنن الكبری و السنن الصغری يا المجتبی دارد. المجتبي بدون شک، مهمترين جامع حديثی نسایی است؛ چرا كه جزو كتب ششگانه است. به باور برخی از دانشمندان به دليل اینکه سنن نسايی، پس از كتابهای صحيح مسلم و بخاری، كمترين حديث ضعيف يا مجروح را دارد، بر سنن ابوداود و ترمذی مقدم و پس از صحيحين در رتبة سوم قرار دارد.[٣] البته برخی از دانشمندان اهلسنت نيز سنن ابوداود را بر سنن نسایی مقدم ميدارند.[٤]
سنن الدارمي نيز از كتابهاي مهم اهلسنت است. برخی از منتقدان اهلسنت سنن الدارمی و برخی ديگر الموطأ مالک[٥] را از جمله كتابهای اصلی میدانستند و آن دو را در رديف كتب ششگانه قرار داده بودند.[٦] از ديدگاه محدثان، دليل برتري سنن الدارمی بر سنن ابنماجه صحت مطالب و احاديث آن در مقايسه با سنن ابنماجه و نيز تقدم زمانی تأليف آن است كه باعث علو اسناد آن شده است؛ به گونهاي كه بيشتر اسناد آن تنها با چهار واسطه به پيامبر میرسد.[٧]
از ديگر كتابهاي مهم اهلسنت المستدرک حاكم است. برخی از دانشمندان اهلسنت حاكم را به تشيع متهم كرده و از كتاب او رویگردان شدهاند.[٨] حتی برخی از آنها، از جمله ابوسعيد مالينی
(م ٤١٢ق)، مدعی شدهاند كه در المستدرک هيچ حديثی كه با شرايط بخاری و مسلم صحيح باشد، وجود ندارد،[٩] كه البته اين موضعی غلوآميز است. اما در مقابل، برخی ديگر، هرچند حاكم را در تشخيص حديث صحيح فردی متساهل دانستهاند، اما به نوعی كار او را تأييد كردهاند؛ مثلاً ابنصلاح میگويد:
رواياتی كه حاكم به صحت آنها حكم رانده و در آثار محدثان ديگر نيامده است، اگر صحيح نباشد، دستكم حسن است كه میتوان به آن احتجاج و عمل كرد.[١٠]
[١]. جوامع حديثي اهلسنت، ص١٣٠.
[٢]. همان، ص١٣٤.
[٣]. اصول الحديث، علومه و مصطلحه، ص٣٢١.
[٤]. مفتاح السنة، ص ٨٦ ، به نقل از معالم السنن.
[٥]. الحديث و المحدثون، ص٤١١.
[٦]. كشف الظنون، ج١، ص٥٥٩.
[٧]. همان؛ الحديث و المحدثون، ص٤١٥.
[٨]. الحديث و المحدثون، ص٤١٠؛ مفتاح السنة، ص٧٩.
[٩]. اصول الحديث، علومه و مصطلحه، ص٣٢٦؛ جوامع حديثی اهلسنت، ص١٥٤.
[١٠]. از آنجا كه تعداد روايات كتاب الموطأ از پانصد روايت تجاوز نمیكند، (الحديث و المحدثون، ص٢٤٨) در اين پژوهش از بررسی روايات آن صرف نظر شده است.