علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٣ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
به كار میبرده است.[١] در برخی نقلها نیز تعبیر «إمام أهل العراق» برای آن حضرت به كار رفته است[٢]. «مفتون»، شیفتگی و علاقۀ فراوان را میرساند و «إمام» به معنای علم فراوان و پیشوایی در امور دینی است و برای پیشوایان مذهبی به كار رفته است.[٣]
در این زمان، برخی از شیعیان كوفه خواستار قیام علیه حكومت بودند، اما این امر به دلیل فشار حكومت و عدم شرایط لازم برای قیام ممكن نبود. البته عدم پذیرش این دعوتها دلیل مهمتری نیز داشت، و آن سوابق تاریخی غیرقابل اعتماد مردم كوفه بود. از برید عجلی نقل شده است كه گفت: به امام باقر ٧ گفتند:
اصحاب ما در كوفه بسیارند، اگر به آنها امر كنید از شما پیروی خواهند كرد. امام٧ فرمود: آیا میتوانید از جیب برادرتان آنچه نیاز دارید بردارید، گفتند: نه، امام پاسخ داد: آنها نسبت به خونشان بخیلتر هستند.[٤]
امامت امام صادق٧ (٨٣ ـ ١٤٨ ق)
امامت ششمین امام شیعه در حدّ فاصل به وجود آمدن فرقههای مختلف شیعه ـ كه اغلب ریشه
در عـراق و بـویـژه كـوفه داشت ـ واقع شد و امام ٧ وظیفۀ مهم صیانت شیعیان از انحرافات را در رأس برنامههای خویش قرار داد. در این زمان بیشترین شیعیان در كوفه بودهاند. كثرت عجیب راویان كوفی از امام صادق ٧ شاهدی بر این مطلب است. در كتاب رجال الطوسی گاه دهها راوی پشت سر هم قرار دارند كه وصف مشترك آنها «كوفی» بودن است.
امام باقر و امام صادق٨ در مدینه بوده و شیعیان كوفه برای دیدار با امام خود به مدینه سفر میكردهاند. بهترین موقعیت برای این دیدارها مراسم حجّ بوده است و همه ساله در موسم حجّ بسیاری از شیعیان با ائمه: ملاقات كرده و مسائل خود را مطرح مینمودند! چنانکه امام رضا ٧ نقل أخبار ائمه: به دیگر شهرها را از فواید حجّ دانستهاند.[٥] هشام بن حکم میگوید:
در منی از امام صادق٧ پانصد سؤال پرسیدم و گفتم آنان چنین میگویند و امام در مورد هر مسئله میفرمودند: تو هم اینگونه پاسخ بده.[٦]
علاوه بر آن، امام صادق ٧ به دلایلی مدتی كوتاه در عراق به سر بردهاند. این جابهجایی از مدینه به كوفه یا هاشمیه (شهر بنا شده در نزدیكی كوفه به دست سفّاح عباسی[٧]) در زمان منصور عباسی و
[١]. تاریخ الطبری، ج٥، ص٤٨٩.
[٢]. اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٧٢٤ (در شرح حال أبو الیسع)؛ الکافی، ج٢، ص٢٠.
[٣]. ر.ک: حصر الاجتهاد، ص٩٤؛ فرائد الأصول، ج٤، ص١٣٥.
[٤]. الکافی، ج٨، ص١٢٠؛ مناقب آل أبی طالب، ج٣، ص٣٢٩.
[٥]. تاریخ مدینة دمشق، ج٥٤، ص٢٧٩؛ سیر أعلام النبلاء، ج٤، ص٤٠٥.
[٦]. الکافی، ج٦، ص٢٤٩.
[٧]. مثلاً برای أبو حنیفه ر.ک: المجدی فی أنساب الطالبیین، ص٩٤؛ برای سفیان ثوری: الجرح والتعدیل، ج١، ص٦٦؛ و برای ابن أبی داود، صاحب سنن: تذكرة الحفاظ، ج٢، ص٧٦٨.