علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩١ - منازعات دربارة جایگاه حدیث در اسلام
سموئل بن یحیی المغربی (م ٥٥٨ق) کتابی با عنوان إفحام الیهود حاوی اطلاعاتی گسترده دربارة کتب علمای یهود به رشتة تحریر درآورد.[١] ظاهراً این کتاب منبع و مأخذ کتب اسلامی برای اطلاع از میشنا و تلمود (یعنی نگاشتههای فقهی غیررسمی یهود) بوده است.[٢]
با این همه، سردرگمی و حیرت نسبت به ماهیت میشنا در دورههای بعد نیز از میان نرفت. مَقریزیِ دانشمند (م ٨٤٥ق) میشنای اصلی را تفسیری بر تورات میداند که موسی نگاشته و هر حکمرانی یک نسخه از آن برای خویش داشته است.[٣] بعد از نابودی این نُسَخ، هیلّل و شمّای کتاب میشنای جدیدی را در تیبریاس (Tiberias) جایگزین آن کردند که شامل احکام فقهی تورات در شش بخش بود. النوسی (هاناشی) از اعقاب داوود، این کتاب را تنظیم کرد و یکی از نوادگان هیلّل، به نام یهودا، کار ناتمام وی را به پایان رسانید. این نسخه دارای بسیاری از بخشهای میشنای قدیمی موسی، به علاوة اضافاتی از نویسندگان بعدی بود. سپس تلمود به وجود آمد. عانانِ قرایی (Karaite) اظهار کرد که وی کتابهای معتبر فقهی یهود را با نسخهای موثق از میشنای اصلی موسی مقابله کرده است؛ این کتاب، کتاب قانون Karaites بود.[٤]
واژة مَثنَاة ـ که در احادیث به کار رفته بود و مترادف با میشنا استعمال میشد ـ خیلی زود کاربرد خود را از دست داد. پیشتر واژة جمع «مثانی» (همراه با تعبیر قرآنی «السبع المثانی») از آن مشتق شده بود. ابنقیم الجوزیة مطلب زیر را از مجموعة حدیثی حاکم نیشابوری (احتمالاً المستدرک علی الصحیحین) نقل میکند: زبیر بن باطای یهودی میگوید: «به تورات سوگند که من اوصاف او (پیامبر) را در توراتی که بر موسی وحی شده است، خواندهام. من آن را در مثانی (تقریباً مترادف با کتب میشنای متأخر) که خود تألیف کردهایم، نخواندهام».[٥]
[١]. جوهری دیدگاهی متفاوت دارد. او مَثناة را به اشعاری شبیه به دوبیتیهای فارسی تفسیر و تعبیر میکند. نقل است که رواج اینگونه اشعار یکی از علائم آخرالزمان است.
[٢]. النهایة، همانجا. ابوعبیدة ـ که خود متهم به یهودیزاده بودن است (Muhammedanische Studien, I, ٢٠٣) ـ این تفسیر را (لسانالعرب، همانجا) از فردی عالم به کتابهای قدیمی پرسیده است و از همو نقل میکند: «سَئَلتُ رَجُلاً مِن أهلِ العِلمِ بِالکُتُبِ الأولی قَد عَرَفَهَا و قَرَأهَا».
[٣]. تاجالعروس، ج٩، ص٦١، پایین صفحه: «أحَلُّوا فِیهِ وَ حَرَّمُوا ما شَاءُوا».
[٤] . Also shama‘tā; cf. Gustave Rothstein, “Der Kanon der biblischen Bücher bei den babylonischen Nestorianern im ٩./١٠. Jhdt.,” ZDMG ٥٨ (١٩٠٤), ٦٦٠.
[٥]. کتاب الفهرست، ج١، ص٢٣، سطر ٢: در آنجا ابنندیم میگوید: این مطلب را از یکی از دانایان یهود پرسیده است: «سَئَلتُ رَجُلاً مِن أفَاضِلِهِم». واژة «میشنا» از تصحیحی در حاشیة نسخة خطی به دست آمده، زیرا در متن نسخه، صورتی مخدوش از این کلمه آمده است.