علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٧ - جستاری در کنیه و فرهنگ عربی اسلامی
مبرد نیز کنیه را از کنایه دانسته و هدف آن را تعظیم مکنّی برشمرده است.[١] و ابن ابیالحدید نیز در سخنی درباره الفاظ کنایات میگوید:
و من کنایاتهم علی العکس، قولهم للأسود: یا أبا البیضاء ... و سموا الغراب أعور لحدّة بصره...[٢]
همانطور که میبینیم أبو البیضاء و مانند آن را از جمله کنایات ذکر کرده که بنا بر تعریف ارائه شده، در شمار کنیههاست و در کنار آن کنایهای برای کلاغ آورد به عنوان أعور که کنایه است و نه کنیه. آنچه از کتب ادب برمیآید، این است که برخی کنیه و کنایه را همسان دانستهاند و برخی یکی را برآمده از بطن دیگری برشمردهاند.
حال آیا میتوان کنیه و کنایه را کاملاً یکسان دانست و بر اساس گفتار قدما هر یک را جای دیگری به کار بست؟
پاسخ این سؤال با مراجعه کوتاهی به تعریف کنیه و آنچه برای کنایه گفتهاند و کاربردهای هر کدام روشن خواهد شد. صاحب لسان العرب کنایه را چنین معرفی کرده است:
الکنایة أن تتکلم بشیء و ترید غیره، وکنی عن الأمر بغیره یکنی کنایةیعنی إذا تکلم بغیره مما یستدل علیه نحو الرفث و الغائط و نحوه.[٣]
و طریحی میگوید:
الکنایة بالکسر و هی ما دل علی معنییجوز حمله علی جانبی الحقیقة و المجاز بوصف جامع بینهما و یکون فی الفرد و المرکب.[٤]
و یکی از جامعترین معانی و تعاریف برای کنایه را میتوان در شرح ابن أبی الحدید یافت:
الکنایة إبدال لفظة یستحی من ذکرها أو یستهجن ذکرها أو یتطیر بها أو یقتضی الحال رفضها لأمر من الأمور بلفظة لیس فیها ذلک المانع.[٥]
با این تفاسیر تعریف ما از کنایه اینگونه خواهد شد: کنایه آن است که به دلیلی بخواهیم حقیقتی را پوشده داریم و لذا آن را در قالبی میریزیم که هم حقیقت و هم مجاز در آن محتمل باشد و به دیگر سخن، لفظی بیاوریم و معنایی غیر از معنای لغوی آن را اراده کنیم و کنایه بر دو نوع است: مفرد
و مرکب.
[١]. شرح الکافیة، ج٣، ص٢٦٤ .
[٢]. الکامل فی اللغة و الأدب، ج٢، ص١٠٤.
[٣]. الفیض القدیر، ج٣، ص٢٥١.
[٤]. إمتاع الأسماع، ج٢، ص١٤٦.
[٥]. شرح نهجالبلاغة، ج٥، ص٤٦.