١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٩ - غربت و اغتراب

امیرمؤمنان می‌فرماید:

الزهد کله بین الکلمتین من القرآن: Gقُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَF؛

تمامی زهد در دو جملة قرآن آمده است: تا به خاطر آنچه از دست داده‌اید، اندوهگین نباشید و از آنچه به شما داده شده، شادمان نشوید.

دلبستگی، چیزی غیر از همنشینی، معاشرت و وارد شدن در زندگی اجتماعی است. بله گاهی همنشینی، معاشرت و دخول در زندگی اجتماعی برای دلبستگی به خدا زیانبار است و آن، هنگامی است که انسان در آن زیاده‌روی کند.

پیامبر خدا٦ با مردم زندگی می‌کرد و با دل‌مشغولی‌های آنان همراهی می‌کرد و به امور تجاری می‌پرداخت؛ با مردم دیدار می‌کرد و با این حال، نزدیک‌ترین مردم به خدا بود و هیچ‌گاه دلش به چیزی از دنیا وابسته نبود.

حقیقت دوم. تمامی شئون زندگی دنیا را، مانند تحصیل، تجارت، سیاست، جنگ، ازدواج، خوردن، خوابیدن، نوشیدن، همنشینی و معاشرت، ممکن است انسان در امتداد پیوند با خدا انجام دهد. خدای تعالی می‌فرماید:

Gقُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَF؛[١]

بگو نماز و مناسک، زندگی و مرگ ما برای پروردگار جهانیان است.

پس تمامی اینها در امتداد رضایت و خشنودی خداست. وقتی ماجرا به این شکل بود، مانند این اعمال نه تنها باعث بریدگی انسان از خدا نمی‌شود و فاصله‌ای میان او و خدا نمی‌شود، بلکه حالت اخلاص برای خدا ریشه‌دارتر می‌شود و ریشه‌داری، حالت روی کردن به خداست، بدون آن‌که صاحبش را از زندگی دنیوی محروم سازد. رسول خدا٦ حکومت می‌کرد، می‌جنگید، با مردم نشست و برخاست می‌کرد، دادوستد می‌کرد؛ بدون این‌که چیزی از اینها اثر منفی بر دل و اخلاص و روی آوردن به خدا برجای گذارد. رسول خدا٦ بر بلندای قله اخلاص و اقبال ایستاده بود و از نزدیک‌ترین مردم به خدا بود.

پس از این‌که این دو حقیقت روشن شد، لازم است گفته شود که این غربت چهارم بدان‌گونه است که انسان در دنیا زندگی می‌کند، ولی دلش در دنیا نیست. با این‌که در میان مردم و در تعامل با آنهاست، غریبی در میان مردم است و با آنها نیست.

مردم در دنیا به دو گونه زندگی می‌کنند: گونة اوّل مردمی هستند که با دل و جسم و عقل در میان مردم زندگی می‌کنند و گونة دوم کسانی هستند که با جسم و عقل در دنیا زندگی می‌کنند، اما دلشان با دنیا نیست.

در توضیح این مطلب می‌گوییم: «با جسمشان با مردم زندگی می‌کنند»، به معنای آن است که آنها با مردم در مجالس و کانون‌ها و گردهمایی‌هایشان همنشین هستند و «با عقلشان با مردم زندگی می‌کنند»،


[١].سوره انعام، آیه١٦٢.