علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٧ - غربت و اغتراب
٤ ـ ٣. غربت در دنیا از مردم
این همان چهارمین شکل غربت است و اهل این غربت در دنیا همچون سایر مردم، بدون هیچ فرقی زندگی میکنند و امّا دلهایشان به جهانی دیگر تعلق دارد.
گروه اندکی از مردماند که این شیوة زندگی را میپسندند... بیشتر مردم غرق در دنیا شدهاند و از آخرت بریدهاند و آن را به فراموشی سپردهاند؛ اما کسانی که غرق در آخرت شدهاند و از دنیا دل بریدهاند و از اهل رهبانیت و کنارهگیری شدهاند، کماند. امّا کسانی که در آخرت زندگی میکنند و دل به آخرت سپردهاند و زندگی اخروی باعث انقطاع آنها از زندگی و حرکت در دنیا در میان مردم نشده، بسیار اندک هستند. اینان کسانی هستند که با مردم در میان بازار در حرکتاند و دلهایشان به خدا تعلق دارد و مانند آن است که در میان مردم غریباند. این، آن غربت است. از رسول خدا روایت است که:
کن فی الدنیا کانک غریب؛[١]
در دنیا به گونهای باش که انگار غریبی.
این همان غربت اختیاری است که انسان به اختیار خود آن را به دست میآورد؛ زیرا او عمد دارد که با مردم خو نگیرد و از راحتی در روابط اجتماعی ـ که او را از رابطه با خدا بازمیدارد ـ چشمپوشی کند. این غریب سه صورت دارد:
صورت اول: انس با خدا و اشتغال به ذکر خدا.
صورت دوم: بریدن از مردم و خو نگرفتن با آنها. وقتی که انسان همتش را محصور در خدا و یاد خدا بکند، به طور طبیعی از مردم رویگردان میشود.
صورت سوم: همگامی با مردم در خفا و آشکار، در بازارها و کارها و در صلح و جنگ؛ او در میان مردم است و مانند آنان زندگی میکند؛ در زندگیاش به شکل طبیعی رفتار میکند؛ همانگونه که مردم رفتار میکنند؛ در بازار حرکت میکند و برای خدمت کردن به خانوادهاش، به خانه در میآید، کار میکند، ازدواج میکند و مانند دیگران به امور تجاری میپردازد و امّا آن چیزی که او را از دیگران جدا میکند و ممتاز میگرداند، آن است که دل او به خدا تعلق دارد و با مردم در دنیا نیست.
از امیر مؤمنان حدیثی به همین مضمون وارد شده است:
صحبوا الدنیا بأبدان ارواحها معلقة بالملأ الاعلی؛
با تنهایشان در دنیا همنشینی دارند، ولی جانشان با عالم اعلی پیوند دارد.
یکی از ایشان گفته است: «در خلال سی سال با مردم زندگی کردم، ولی با آنها نبودم»؛ به دلیل پیوند قلب او با خدا. او در میان مردم زندگی میکند، اما دلش از دنیا و مردم رمیده است. از امام صادق٧ نقل است که فرمود:
[١].سوره اسراء، آیه٨٠.