علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢١ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
مختلف پیش روی كوفیان بود، اما آنان به آن حضرت مانند دیگر صحابۀ پیامبر مینگریستند و حتی گاه نظریات صحابی مانند ابنمسعود را بر نظر ایشان ترجیح میدانند. مردم كوفه محبّ علی ٧ بودند، اما این محبت اغلب از قلبها فراتر نمیرفت. از سوی دیگر، عدهای از یاران مخلص آن حضرت حركت حدیثی خود را سالها پیش از ورود امیرالمؤمنین به كوفه آغاز كرده بودند. این عدۀ اندك سخنان ایشان را همچون درّ گرانبها میدانستند و به گردآوری آن مشغول بودند.
در واقع، تشکیل نهاد نظاممند و عقیدتی در شیعه سیری تدریجی را طی کرده است. حرکتی که از پیش از ورود امیرمؤمنان٧ به کوفه آغاز شد و در دوران امام باقر٧ به ثمر نشست. این حرکت همزمان با دوران حکومت امویان است که از بعد بیرونی دوران تلخ شیعه محسوب میشود ـ با مجبور شدن امام حسن ٧ به صلح با معاویه و با شهادت امام حسین ٧ در سال ٦١ ق، و با مصیبتها و رنجهایی كه شیعیان در زندانها و قتلگاههای حاكمان خونریزی همچون ابنزیاد و حجاج متحمل میشدند. امویان در برابر علویون سیاستی بیرحمانه داشتند، و از اینرو، علویون همواره یا در حال قیام بودند و یا اندیشۀ آن را در سر میپروراندند.[١] اما، جنبشهای برخاسته از شیعه (توابین) یا در سایۀ شعار انتقام خون حسین ٧ نیز توفیق چندانی حاصل نمیكردند.
از سوی دیگر و از دیدگاه درونی در زمانی هستیم كه هنوز بنیان اعتقادی شیعه، به معنای امامت و رهبری دینی، شكل نگرفته است. در این دوران، شیعیان كوفه، بیش از آنکه با این مفاهیم آشنا باشند، در امید پایان روزهای تلخ سختیها هستند و آرزوی رجعت علی ٧ و حسین ٧ را در دل دارند یا منتظر منتقم خون او هستند. دربارۀ انتشار فرهنگ اهلبیت: در این دوران، اطلاعات ما نسبتاً اندك است، زیرا عوامل مختلف در این جریان دستاندركار بوده، كه مهمترین آنها را باید در تعقیب و شكنجه و آزار شیعیان دانست. به علاوه حكومت اموی خود علاقهای به مسائل علمی نشان نمیداد، با ملاحظه تمامی این مشكلات، باز هیچگاه رابطۀ شیعیان با امامت قطع نشد، بلكه شواهد انكارناپذیری بر رشد و توسعۀ آن در دست است. به گفته ابومخنف:
پس از شهادت امام حسن ٧ چهل هزار نفر از مردم كوفه، نامۀ تسلیتی به امام حسین ٧ نوشتند.
كه خود بیانگر این رابطۀ عمیق و گسترده است.
شهادت حجربن عدی و یارانش به دستور معاویه، و همچنین شهادت و زندانی شدن صدها نفر از شیعیان به دست زیاد بن ابیه و فرزندش، عبیدالله، و نیز سنگباران شدن زیاد در اولین سخنرانی بر فراز منبر مسجد كه در همان جلسه دست هشتاد نفر را برید! و آن همه ظلم حجاج بن یوسف بر سر شیعیان، به طوری كه مردم از ترس نمیتوانستند نام اهلبیت را برای فرزندانشان انتخاب كنند[٢]، همگی حاكی از شیوع فرهنگ اصیل اهلبیت: در میان مردم كوفه است.
[١]. تاریخ الطبری، ج٤، ص٤٣٤؛ مقتل الحسین ٧، ص٢٥٠.
[٢]. طبقات ابن سعد، ج٥، ص٢١٤؛ روضة الواعظین، ص١٩٧.