علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤ - (تأثير حديث بر علوم اسلامى)
٢. استاد مطهرى در كتاب آشنايي با علوم اسلامي، در تعريف علوم اسلامى نوشتهاند:
علوم اسلامى را كه اكنون موضوع بحث است، چند گونه مىتوان تعريف كرد و بنا به هر تعريف، موضوع، فرق مىكند:
١. علومى كه موضوع و مسائل آن علوم، اصول يا فروع اسلام است و يا چيزهايى است كه اصول و فروع اسلام به استناد آنها اثبات مىشود، يعنى قرآن و سنّت، مانند: علم قرائت، علم تفسير، علم حديث، علم كلام نقلى، علم فقه، علم اخلاق نقلى.
٢. علوم مذكور در فوق، به علاوه علومى كه مقدمه آن علوم است. علوم مقدمه، مانند: ادبيات عرب از صرف و نحو و لغت و معانى و بيان و بديع و غيره، و مانند: كلام عقلى، و اخلاق عقلى، و حكمت الهى، و منطق، و اصول فقه، و رجال و درايه.
٣. علومى كه بهنحوى جزء واجبات اسلامى است، يعنى علومى كه تحصيل آن علوم و لو به نحو واجب كفايى، بر مسلمين، واجب است و مشمول حديث نبوى معروف مىگردد: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلي كُلِّ مُسْلِم؛ دانشطلبى بر همه مسلمانان واجب است.» مىدانيم علومى كه موضوع و مسائل آنها اصول و يا فروع اسلامى است و يا چيزهايى است كه به استناد آنها آن اصول و فروع اثبات مىشود، واجب است تحصيل و تحقيق شود؛ زيرا دانستن و شناختن اصول دين اسلام، براى هر مسلمانى واجب عينى است و شناختن فروع آن، واجب كفايى است. شناختن قرآن و سنت هم واجب است؛ زيرا بدون شناخت قرآن و سنّت، شناخت اصول و فروع اسلام، غير ميسّر است و همچنين علومى كه مقدمه تحصيل و تحقيق اين علوم است، نيز از باب مقدمه واجب، واجب است؛ يعنى در حوزه اسلام، لازم است لااقل به قدر كفايت، همواره افرادى مجهّز به اين علوم، وجود داشته باشند؛ بلكه لازم است همواره افرادى وجود داشته باشند كه دايره تحقيقات خود را در علوم متن و در علوم مقدّمى، توسعه دهند و بر اين دانشها بيفزايند....
اكنون مىگوييم كه علوم «فريضه» كه بر مسلمانان، تحصيل و تحقيق در آنها واجب است، منحصر به علوم فوق نيست، بلكه هر علمى كه برآوردن نيازهاى لازم جامعه اسلامى موقوف به دانستن آن علم و تخصّص و اجتهاد در آن علم باشد، بر مسلمين، تحصيل آن علم، از بابِ به اصطلاح مقدمه تهيّؤى، واجب و لازم است.
توضيح، اينكه اسلام، دينى جامع و همه جانبه است؛ دينى است كه تنها به يك سلسله پندها و اندرزهاى اخلاقى و فردى و شخصى اكتفا نكرده است؛ دينى است جامعهساز. آنچه كه يك جامعه بدان نيازمند است، اسلام، آن را به عنوان يك واجب كفايى فرض كرده است. مثلاً جامعه نيازمند به پزشك است. از اينرو، عمل پزشكى واجب كفايى است؛ يعنى واجب است به قدر كفايت، پزشك وجود داشته باشد و اگر بهقدر كفايتْ پزشك وجود نداشته باشد، بر همه افراد، واجب است كه وسيلهاى فراهم سازند كه افرادى پزشك شوند و اين مهم انجام گيرد و چون پزشكى موقوف است به تحصيل علم پزشكى، قهراً [تحصيل] علم پزشكى از واجبات كفايى است. همچنين است فنّ معلمى، فنّ سياست، فنّ تجارت، انواع فنون و صنايع و در مواردى كه حفظ جامعه اسلامى و كيان آن موقوف به اين است كه علوم و صنايع را در عالىترين حدّ ممكن تحصيل كنند، آن علوم، در همان سطح، واجب مىگردد. اين است كه همه علومى كه براى جامعه اسلامى لازم و ضرورى است، جزء علوم مفروضه اسلامى قرار مىگيرد و جامعه اسلامى همواره اين علوم را فرائض تلقى كرده است. علىهذا، علوم اسلامى