علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥ - (تأثير حديث بر علوم اسلامى)
بر حسب تعريف سوم، شامل بسيارى از علوم طبيعى و رياضى ـ كه مورد احتياج جامعه اسلامى است ـ نيز مىشود.
٤. علومى كه در حوزههاى فرهنگى اسلامى رشد و نمو يافته است، اعمّ از آن كه از نظر اسلام، آن علوم، واجب و لازم بوده و يا نه، و اعمّ از آن كه آن علوم از نظر اسلام، ممنوع بوده است يا نه، ولى به هر حال در جامعه اسلامى و در ميان مسلمانان، راه خود را طى كرده است، مانند نجومِ احكامى (نه نجومِ رياضى) و بعضى علوم ديگر.
مىدانيم كه علم نجوم تا آن جا كه به محاسبات رياضى مربوط است و مكانيسم آسمان را بيان مىكند و يك سلسله پيشگويىهاى رياضى از قبيل خسوف و كسوف دارد، جزء علوم مُباح اسلامى است، و اما آن جا كه از حدود محاسبات رياضى خارج مىشود و مربوط مىشود به بيان روابط مرموز ميان حوادث آسمانى و جريانات زمينى، و به يك سلسله غيبگويىها درباره حوادث زمينى منتهى مىشود، از نظر اسلام، حرام است؛ ولى در دامن فرهنگ و تمدن اسلامى، هر دو نجوم، وجود داشته است.
اكنون كه تعاريف مختلفى از كلمه «علوم اسلامى» به دست داديم و معلوم شد كه اين كلمه در موارد مختلف، در معانى مختلف، استعمال مىشود كه بعضى از آن معانى از بعضى ديگر، وسيعتر و يا محدودتر است، بايد بگوييم كه مقصود از «علوم اسلامى» كه بناست كلياتى از آن گفته شود، همان است كه در شماره ٣ تعريف كرديم؛ يعنى علومى كه به نوعى از نظر اسلام، «فريضه» محسوب مىشود و در فرهنگ و تمدن اسلامى، سابقه طولانى دارد و مسلمانان، آن علوم را از آن جهت كه به رفع يك نياز كمك مىكرده و وسيله انجام يك فريضه بوده، محترم و مقدّس مىشمردهاند.[١]
٣. استاد محمدرضا حكيمى در كتاب دانش مسلمين، به پنج حوزه از دانشها در ذيل «دانش مسلمين» مىپردازد. وى پس از بحثهاى تاريخى و نظرى در فصول اول تا ششم كتاب، در فصلهاى هفتم تا يازدهم، از اين عناوين، ياد مىكند:
ـ ادبيات اسلام،
ـ شعر و هنر اسلامى،
ـ معارف عقلى (كلام، عرفان و فلسفه)،
ـ فقه، حقوق و قانون (فقه و اصول فقه)،
ـ حكمت عملى و اخلاق.[٢]
چنانكه از اين سه سخن برمىآيد، علامه صدر، چهارده رشته را برگزيده و بر آنها نام علوم اسلامى نهاده است مطهرى دايره تعريف را بسى فراتر برده و هر دانشى را كه در جامعه اسلامى مورد توجه قرار گرفته و آموختن و آموزاندن آن، امرى لازم بوده، در حيطه علوم اسلامى قلمداد نموده است.
و استاد محمدرضا حكيمى، گر چه در متن كتاب، از دانشهايى چند، با قيد «اسلامى» ياد مىكند؛ ولى براى كتابش نام دانش مسلمين را انتخاب كرده است.
[١].آشنايی با علوم اسلامی، ج١ (منطق و فلسفه)، ص١٥ـ ١٩.
[٢].دانش مسلمين، ص١٧٧ـ٣٣٤.