علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٦ - سرچشمههای احادیث
ابن ابی الحدید در توضیح این عبارت گوید:
کلعقة لاعق مثل یضرب للشیء الحقیر التافه و یروی بضمّ اللام و هی ما تأخذه الملعقة.[١]
نظیر این عبارت در کلام دیگر شارحان نهجالبلاغه هم دیده میشود.[٢]
روایات دیگری هم که این واژه را در برداشت، تأییدگر این معنا بود؛ از جمله در حدیثی میخوانیم:
فالویل الطویل لمن باع ثواب معاده بلعقة لم تبق، و بلعسة لم تدم.[٣]
و یا در روایت دیگر، در وصف دنیای بیارزش ظالمان اهلبیت میخوانیم:
و هل هی الا کلعقة الآکل و مذقة الشارب و خفقة الوسنان، ثم تلزمهم المعرّات خزیاً فی الدنیا و یوم القیامة یردون الی اشدّ العذاب؟[٤]
با این همه، هنوز لطافت کلام امام٧ به درستی درک نشده بود تا به سرچشمه حدیث فوق برخورد شد.
سرچشمه حدیث
در خطبهای از نهجالبلاغهدر مذمّت دنیا آمده است:
قد تصافیتم علی رفض الآجل و حبّ العاجل و صار دین احدکم لعقة علی لسانه.[٥]
ابن ابی الحدید در توضیح این روایت آورده که فرزدق این سخن را از حضرت گرفته و هنگامی که از عراق آمده و حسین بن علی از وی از مردمان پرسید، در پاسخ گفت:
اما قلوبهم فمعک، و امّا سیوفهم فعلیک، و الدین لعقة علی السنتهم، فاذا امتحصوا قلّ الدیانون.[٦]
در این سخن خلطی رخ داده و سخن فرزدق با سخن امام٧ در هم آمیخته است. در کشف الغمة به نقل از فرزدق گوید:
حسین٧ در هنگام بازگشتم از کوفه با من ملاقات کرد و گفت: ای ابا فراس، در پشت سرت چه خبر است؟ گفتم: راست بگویم؟ گفت: راستی را خواهانم. گفتم: «اما القلوب فمعک، امّا
[١]. اختیار مصباح السالکین، ص١٨١؛ بهجالصباغة، ج٥، ص٦٠٢ (و نیز ج١٠، ص١٨٧)؛ پیام امام، ج٣، ص٢٠٦؛ تصنیف نهجالبلاغه، ص٣٦٨؛ شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج٦، ص١٤٦؛ شرح نهجالبلاغه ابن میثم بحرانی، ج٢، ص٢٠٣؛ شرح عبده بر نهجالبلاغه، ج١، ص١٢٠؛ بحارالانوار، ج٣٢، ص٢٣٥؛ تفسیر کنز الدقائق، ج٦، ص٢٦٢.
[٢]. نهجالبلاغه، کتاب ٢٩.
[٣]. شرح ابن ابی الحدید، ج١٦، ص٤.
[٤]. اختیار مصباح السالکین، ص٥٠٢؛ حدائق الحقائق، ج٢، ص٤٤٧؛ شرح نهجالبلاغه ابن میثم، ج٤، ص٤٤٨؛ شرح عبده بر نهجالبلاغه، ج٣، ص٤١ (التشبیه فی السهولة و سرعة الانتهاء) و...
[٥]. الکافی، ج٨، ص٤٢، ح٨ (و به نقل از آن در بحارالانوار، ج٧٧، ص٣٦) و نیز ر.ک: اعلام الدین، ص٢٢٠؛ مجموعه ورام، ج٢، ص٤٦.
[٦]. الکافی، ج٨، ص٣٠؛ مجموعه ورام، ج٢، ص٤١ (و نیز ر.ک: بحارالانوار، ج٣٤، ص٢٣٠).