علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٥ - گامهای شکلگیری نخستین مکتب حدیثی شیعه
دلالت دارد. در مقابل، رجالیان متأخر شیعه از مفضل حمایت كرده و روایات وی را تلقی به قبول كردهاند. علامه شوشترى، و مرحوم خویى; مفضل را از یاران خاص امام صادق ٧، و در زمرۀ شیوخ یاران امام صادق ٧ و از محبان و ثقاث و از بزرگان فقها مىدانند. مرحوم خویى با استناد به این سخن شیخ طوسی ذیل روایتی در تهذیب الأحكام: «این خبر را تنها محمد بن سنان از مفضل بن عمر نقل كرده، و محمد بن سنان مورد طعن اصحاب و جدا ضعیف است[١]»، نتیجه گرفته است كه:
سخن شیخ در اعتمادش بر مفضل بن عمر صراحت دارد و طعنی بر او وارد نیست.[٢]
مرحوم شوشتری نیز از این جمله چنین بهرهای گرفته است.[٣]
آیةالله خویی به شمار آمدن مفضل از خواص أصحاب امام صادق ٧ توسط ابن شهر آشوب در كتاب المناقب را دلیل دیگری بر این امر ذكر میكند[٤]. ایشان در ادامه روایات مدح (یك روایت از شیخ مفید و بقیه از كشی) و در ادامه روایات ذمّ مفضل را نقل كرده است و نتیجه میگیرد:
از آنچه ذكر كردیم، میتوان دریافت كه نسبت تفویض و خطابیه به مفضل بن عمر ثابت نیست، زیرا نسبت كتاب ابنغضایری به مؤلف اثبات نشده است، و ظاهر كلام كشی كه گفته است: «مفضل بر خط مستقیم بود وسپس خطابی شد»، شاهدی ندارد. سخن نجاشی نیز كه با لفظ «قیل» از آن خبر داده، مؤید نظر ماست؛ زیرا نشان از عدم رضایت نجاشی بر این امر دارد. اما روایات وارد در ذم وی ضعیف السند و غیرقابل اعتماد است، به جز سه روایت كه سند صحیح دارد و علم آن نزد أهل آن است، و با روایات فراوان و متضافری كه نزدیك به ادعاى علم إجمالی به صدور از معصومین هستند، مقابله نمیكند... در بزرگی مفضل همین بس كه امام صادق٧ او را به روایت كتاب معروف به توحید مفضل اختصاص داد.[٥]
مرحوم خویی عبارت «مضطرب الروایة» را بر فرض صحت، دلیلی بر عدم وثاقت نمیداند و نسبت مصنفات فاسد منتسب به مفضل را نیز نمیپذیرد.[٦]او در اینجا، سخن شیخ مفید را بر قول نجاشی مقدم میدارد، ولی در یكی از آثار فقهی خود در بررسی سندی كه مفضل بن عمر در آن واقع شده، با توجه به اینکه نجاشی را اضبط از مفید معرفی میكند، به روایت مفضل اعتماد نكرده است.[٧]
اما به هرحال، توثیق یا عدم توثیق مفضل، یا صحت انتساب مفوضه به وی، چندان بر اصل بحث ـ كه عبارت است از وجود فرقهای با عقاید مذكور ـ تأثیری ندارد و شواهد متعدد تاریخی بر صحت این امر قابل انكار نیست. اكثر روایاتى كه از مفضل روایت شده، یا از طریق محمدبن سنان زاهری (م ٢٢٠ق)، شاگرد معروف وی، كه توسط فضلبن شاذان و ابنعقده و شیخ مفید ونجاشی و ابنغضایری و شیخ
[١]. همان، ص٢٥١، ش٢٥٨.
[٢]. معالم العلماء، ص١٥٩، ش٨٣٦.
[٣]. رجال ابن داوود، ص٢٠٨، ش٥١٢.
[٤]. خلاصة الأقوال، ص٤٠٧.
[٥]. تهذیب الأحكام، ج٧، باب المهور والاجور، ح٤٦٤.
[٦]. معجم الرجال، ج١٩، ص٣١٩.
[٧]. قاموس الرجال، ج١٠، ص٢١٤.