علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٣ - سیری در کتاب الوافی
اين خدمت فيض ناشى از در دست داشتن نسخههاى مختلف و به ويژه نسخههاى اصل١ از كتب اربعه است.
علامه شعرانى; از ميان كتب روايى، الوافی را برگزيده و روى آن كار كرده و بر آن حاشيه زده است. ايشان انگيزه خود را در انتخاب الوافی چنين بيان مىكند:
جمعى از علمای متأخر در صدد جمعآورى تمام روايات كتب اربعه برآمدهاند. در اين ميان دو كتاب الوافی و وسائلالشیعة مشهور گشتهاند؛ الوافی دراين ميان داراى امتيازاتى ويژه است، از جمله: آوردن اصول و فروع، عدم تقطيع روايات، شرح و توضيح روايات و از همه مهمتر «صحّت نسخه» است كه دراين باب، الوافی داراى اهميت ويژهاى است، لكن وسائل اين امتيازها و بويژه صحّت نسخه و دقت در نقل را ندارند. از اينرو، اطمينانى به درستى نسخههاى موجود در وسائل نيست و فرد محقق چارهاى جز مراجعه به منابع وسائل ندارد. البته در اين صورت، ديگر نيازى به خود وسائل پيدا نخواهد كرد.[١]
٩. تصحيح اسناد روايات كتب اربعه
برخى از روايات در كتب اربعه بدون سند و يا با سند ناقص يا سند غيرمعتبر آمده است. اين امر براى متأخران ـ كه پافشارى كامل بر اعتبار سند دارند ـ مشكل ايجاد مىكند. مرحوم فيض با استفاده از خود كتب اربعه يا كتاب روايى ديگر، سند آن را تكميل و يا قابل اعتبار نموده است. اين مسأله در مورد روايات من لايحضره الفقيه بسيار اهميت دارد؛ زيرا مرحوم صدوق در بسيارى از موارد، سند روايت را نقل نكرده و آن را به صورت «روى» يا «فى رواية» يا «سئل المعصوم» آورده است و يا تنها به ذكر آخرين راوى و صحابى معصوم اكتفا نموده، ولى در مشيخه نيز سند خود را به او نقل نكرده و يا آنکه مضمون روايتى را به قلم خود و به صورت فتوى نقل كرده است، بدون آنکه آن را به معصوم نسبت دهد. البته مرحوم صدوق در بسيارى از اين موارد، سند آن را در جاى ديگرى از الفقيه يا كتابهاى ديگرش آورده است، لكن براى شخصى كه رواياتى را بدون سند يا با سند ناقص و غير معتبر در كتب اربعه مىبيند و از اسناد كامل آن در جاى ديگر بىخبر است، اين روايات دارای اعتبار نخواهد بود. مرحوم فيض در اين ميدان قدم گذاشته و سندها را كنار هم جمع كرده است و اين امر سبب شده كه بسياري از سندهاى ناقص، كامل و يا قابل اعتبار گردد.
١٠. رعايت تقواى علمى در نسبت دادن نظريههاى عالمانه به صاحبان آنها
فيض هرگاه سخنى را از يكى از دانشمندان در شرح احاديث بيابد و بپسندد، آن را نقل مىكند؛ لكن مانند برخى از نويسندگان، به سرقت علمى نمىپردازد، بلكه آن را به صاحب سخن نسبت مىدهد؛ حتى گاهى چندين صفحه در شرح روايتى، از ديگران نقل كرده است و آن را به صاحب آن، نسبت مىدهد. در ج١،
[١]. همان، ج٤، ص٣٦٥ ـ٣٦٦.