صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٤ - وارستگى انسان در رهايى از وابستگيها
براى اين بود كه ملت بود، مردم بودند، اعيان و اشراف نبودند. آن وقت اگر يك نخست وزير را مىكشتند، يك بساطى مىشد؛ شاه مردگى همان و به هم ريختن سر تا سر ايران [همان] اين طور بود. تا شاه مردگى مىشد، سر تا سر ايران به هم مىخورد. حالا رئيس جمهورش نباشد، خوب، نبود، يكى ديگربسم اللَّه ...: «همه ايران بهشتى است». [١] خوب، مردم طرحشان اين است كه بهشتى از خود ماست، يك چيز خارجى نيست، از خارج يك چيزى صادر نكردهايم، وارد نكردهايم؛ از خود ما هست خود ما يكىمان رفت، يكى ديگر مىآيد. رجايى رفت، يكى ديگر مىآيد؛ آن هم برود، يكى ديگر مىآيد. هر كدام از ماها و شماها بروند، يكى ديگر مىآيد. اين جورى است وضع ايران امروز. و اين وضع را بايد ما حفظ كنيم، دعا كنيم كه خداوند اين وضع را براى ما حفظ كند. و با حفظ اين، هر يك از ما از بين برويم، جا داريم. و عوض داريم؛ مىآيند جايش را پر مىكنند. و اگر اين طور نباشد، يك وقتى به طور سابق بشود، ديگر آنجا جورى است كه وقتى يكى رفت، به هم مىخورد اوضاع. خدا ان شاء اللَّه همه شما را حفظ كند و همه ما را موفق كند كه به احكام اسلام عمل كنيم و وزارتخانههايمان را اسلامى كنيم. افراد اگر چنانچه- خداى نخواسته- منحرفاند، اين افراد منحرف را نصيحت كنيم؛ اگر نمىشود، عوض كنيم. و لازم نيست كه هر منحرفى اينجا باشد؛ خوب، برود يك كار ديگرى بكند. ان شاء اللَّه موفق و مؤيد باشيد.
[١] اشاره است به شعار مردم در تشييع پيكرهاى شهيد بهشتى و يارانش:
امريكا در چه فكريه ايران پر از بهشتيه