صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٠ - مسئوليت خطير روحانيت در مقطع كنونى
مستقل باشيم و با نان و جو خودمان بسازيم و زير فرمان قدرتهاى بزرگ نباشيم، آن راه، با سليقه آنها موافق نبود. و لهذا، چون آنجا ديديم كه ما نمىتوانيم در همه جا يك افرادى پيدا بكنيم كه صد در صد براى آن مقصدى كه اين ملت ما براى آن، جوانهاشان را دادند و اموالشان را دادند، نمىتوانيم پيدا بكنيم، ما تن داديم به اينكه رئيس جمهورمان از علما باشد. و گاهى- رئيس فرض كنيد كه- نخست وزيرمان هم همين طور. و در جاهاى ديگر هم كه قبلًا گفته بوديم، بنا نداريم اين طور باشد و الآن هم عرض مىكنم هر روزى كه ما فهميديم كه اين كشور را يك دسته از اين افرادى كه روحانى نيستند، به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى فرموده است، اداره مىكنند، آقاى خامنهاى تشريف مىبرند سراغ شغل روحانى بزرگ خودشان و نظارت بر امور و ساير آقايان هم همين طور. ما اين طور نيست كه هر جا يك كلمهاى گفتيم و ديديم مصالح اسلام، حالا ما آمديم ديديم اين جور نيست، اشتباه كرده بوديم، بگوييم ما سر اشتباه خودمان باقى هستيم. ما هر روزى فهميديم كه اين كلمهاى كه امروز گفتيم اشتباه بوده و ما قاعدهاش اين است كه يك جور ديگر عمل بكنيم، اعلام مىكنيم كه آقا اين را ما اشتباه كرديم، بايد اين جورى بكنيم. ما دنبال مصالح اسلام هستيم، نه دنبال پيشرفت حرف خودمان.
به من مهلت بدهيد كه عرايضمان را به آقايان عرض بكنم- بنا بر اين، مسأله يك چيزى نيست كه آقايان به ما بگويند: شما آن روز اين جورى گفتيد. راست است، ما آن روز خيال مىكرديم كه در اين قشرهاى تحصيلكرده و متدين و صاحب افكار، افرادى هستند كه بتوانند اين مملكت را به آن جورى كه خدا مىخواهد، ببرند، آن طور اداره كنند.
وقتى ديديم كه نه، ما اشتباه كرديم، آمدند بعضيشان خودشان را به ما جا زدند- ما هم كه غيب نمىدانيم. و بعضيشان هم خوب بودند لكن رأيشان با رأى ما مخالف بود- ما از حرفى كه در مصاحبهها گفتيم، عدول كرديم و موقتاً تا آن وقتى كه اين كشور را غير روحانى مىتواند اداره كند، آقايان روحانيون به ارشاد خودشان و به مقام خودشان برمىگردند و محول مىكنند دستگاههاى اجرايى را به كسانى كه براى اسلام دارند كار مىكنند و تا مسأله اين طور است كه ابهام پيش ما هست، احتمال هست