صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٢ - متهم نمودن ايران به داشتن روابط با اسرائيل
انقلاب بايد از همه جا بيشتر باشد؛ يعنى، مقاومت در مقابل همه گرفتاريهايى كه از همه طرف براى ما دارند پيش مىآورند. شما ملاحظه مىكنيد كه در همين ديروز كه اين مردم در خيابانها ريختند و راهپيمايى كردند، و براى احياى روز ١٥ خرداد؛ آن روزى كه آن قدر به مردم صدمه وارد شد. صدام ايلام را، يك مردم محرومى را، يك ناحيه محرومى را، در حالى كه اينها دارند راهپيمايى مىكنند بمباران مىكند. تا كنون چهل نفر معلوم شده است، معلوم نشده است چقدر هم هست كه شهيد شدند و دويست نفر تا كنون معلوم شده است كه مجروح شدهاند. يك همچو جنايت بزرگى را اگر يك ذرهاش واقع شده بود از طرف دولت ايران، مىديديد كه آن وقت رسانههاى گروهى چه خواهند كرد. اين را همين جا يك چيزى نقل مىكنند كه «بطورى كه ايران مىگويد اين طورى شده است» آن وقت هم دنبالش مىگويند كه صدام گفته است كه اين تلافى اين است كه به بصره چه كردند! خوب، يك دروغى صدام مىگويد، بايد عذرى پيدا بكند. يك دروغى مىگويد و يك همچو جنايتى را مىكند و ما بايد منتظر اين جنايات باشيم. نبايد بگوييم كه چرا شد، چراى او معلوم است، «چرا» آن همين قيامى است كه شما كردهايد. شما اسلام را مىخواهيد، آنها مىگويند نبايد اسلام باشد، به صراحت مىگويند؛ يعنى، مثل دولت مصر با صراحت مىگويد كه اين جمهورى اسلامى نبايد باشد. رئيس جمهور مصر با رئيس جمهور اسرائيل با هم مقابله كردند و اتحاد كردند به اينكه اسلام را بكوبند. آن ادعا مىكند كه من رئيس جمهور يك كشور مسلمان هستم و عراق ادعا مىكند كه ايران با اسرائيل مربوط است و ليكن اسرائيل و مصر با هم پيمان مىبندند كه كمك عراق بدهند به ضد ايران؛ آن كسى كه آنها مدعى هستند كه كمك ما هست و خودش هم اگر ملاحظه كرده باشيد اين چند روز در اين راديوهاى خارجى يك بازى درست كردند.
آن يكى مخالفها شد و آن يكى موافقها. آن گفت چرا كرديد؟ آن گفت شما مطلع بوديد! آن گفت ما نگفتيم اين طور بكنيد، مجلسشان گفت كه چرا اين طور شده است، مسأله را مسلّم گرفته بودند. دنبال او راجع به كيفيتش صحبت مىكردند كه مردم، بدانيد اين همراهى شده است، اين كمك شده است، منتها راجع به اينكه چرا كيفيتش اين طور شده