صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٧ - بىسابقه بودن چنين حكومتى در طول تاريخ
اسلامى فكر مىكنند، مسلمان هستند، اينها مقايسه نمىكنند بين اين جمهورى كه ما الآن در اسلام داريم، در ايران داريم با آن حكومتى كه سابق بود، با آن وضعى كه سابق بود؟
اينها فكر نمىكنند كه اين كشور و لو تا حالا نتوانسته صد در صد مسائل را اسلامى بكند، نه اينكه نخواسته، نتوانسته، لكن آن قدرى كه به طرف اسلام رفته است، در طول تاريخ شما يك حكومتى را پيدا نمىكنيد كه اين طور باشد، كه اين طور طرف اسلام جهش كرده باشد. شما وقتى ملاحظه بكنيد صدر اسلام را، آيات شريفهاى كه وارد شده، رواياتى كه وارد شده، راجع به اين تساهلى كه در جنگ مىكردند آنها. آن خون جگرى كه حضرت امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- مىخورد كه هى شما مىگوييد:
جنگ، مىگوييد: حالا تابستان است؛ بگذاريد زمستان، زمستان مىگوييد: تابستان! [١] شما ببينيد امروز اين سپاه پاسداران، اين ارتش، اين نظاميها، اين بسيج، اين ملت در آن هواى گرم ٦٠، ٧٠ درجه خوزستان و در آن بيابانها، كه انسان اگر برود خفه مىشود، اين جوانهاى عزيز ما به مدد الهى در آنجا دارند زحمت مىكشند، آخ هم نمىگويند، يك كدام شكايت نمىكنند. من تا كنون كه اينجا نشستهام، يكى كه شكايت بكند از اينكه ما در جنگ- مثلًا- نرويم، چطور شد، من نديدهام همچو چيزى. لكن هر روز مىآيند با چهره گشاده، هر روز مىآيند و تقاضا مىكنند كه ما برويم شهيد بشويم. خوب، يك همچو تحولى كه حاصل شده است در يك كشورى، اين آقايانى كه آن كنار نشستهاند و اشكالتراشى مىكنند،- مثلًا، در يك دهى يك آدمى در آن ده يك كارى كرده، پس وا اسلاما- فكر اين نمىكنند كه خوب، در يك كشورى كه انقلاب شده است و الآن در حال انقلاب است، يك آدمى هم در يك گوشهاى از اين كشور يك كارى مىكند. مگر شما حالا با زمان پيغمبر، مىخواهيد خيلى شما جلو باشيد؟ زمان پيغمبر هم همين مسائل بوده، همين مطالب بوده كه يك حكومت، حضرت امير يك حكومتى كه مىفرستاد، گاهى خرابكارى مىكرد. عزلش مىكرد، مگر مىشود يكدفعه همه جا، يكدفعه ما صبح كنيم
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٧ (خطبه جهاد).