صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٩ - حب نفس، اساس گرفتاريهاى بشر
اساسش همان حب نفس است. الآن هم كه ما در يك وضعى باقى هستيم در دنيا كه همه مىدانيد دنيا الآن چه خبر است و بر بلاد مسلمانها چه مىگذرد و بر كشورهاى مظلوم چه ظلمها واقع مىشود، اساس همه اينها همان حب مسند و رياست است. حب قدرت است كه امريكا را وادار مىكند كه اين جنايتهايى كه در طول تاريخ بىسابقه است، انجام بدهد. و حب سلطه و رياست است كه شوروى را برمىانگيزد كه اين طور با مردم دنيا و مظلومين دنيا رفتار كند. و حب نفس است كه كشورهاى اسلامى، سران كشورهاى اسلامى در مقابل جناياتى كه از اين قدرتها واقع مىشود و از وابستگان آنها واقع مىشود، بىتفاوتند. اگر اين حب نفس در اين سران كشورهاى اسلامى نبود و اين حب جاه و قدرت نبود، با اين فجايع كه واقع شده است، با اين ظلمهايى كه واقع شده است بر ايران و بدتر از او بر لبنان، نمىنشستند و تماشا كنند. همه ترس از اين دارند كه اين قدرت تخيلى، كه بايد بگويم كه هيچ ارزش ندارد، ازشان گرفته بشود. از اين جهت، آن طور خاضع شدند در مقابل امريكا و بدتر از او و فجيعتر از او، در مقابل اسرائيل كه الآن همه جست و خيزهايى كه در اين، اكثر اين كشورهاى اسلامى مىشود براى اين است كه، اسرائيل را به رسميت بشناسند و آن قرار داد «كمپ ديويد» را تحكيمش ببخشند.
اگر حب اين چند روز رياست، اين چند روز سلطه نبود، هر انسانى ادراك اين معنا را مىكند كه مثل اسرائيل بر بلاد مسلمين اين طور رفتار كند و اين طور جسورانه در مقابل همه، همه را تحقير كند، ننگى بر چهره اين كشورهاى اسلامى نقش بست كه هيچ چيز اين ننگ را نمىتواند بزدايد، مگر اينكه توجه بكنند، مگر اينكه منقلب بشوند، متحول بشوند. و ننگى كه بر همه اين كشورهاست اين است كه با علم به اينكه دارند خلاف مىكنند، به صدام كمك مىكنند كه صدام، اسلامى [را] كه دارد در ايران پاى مىگيرد ان شاء اللَّه، اين آدم، اين را زايل كند و همه كوشششان بر اين معناست. بعضى تصريح مىكنند و بعضى هم خلافش را مىگويند و دروغ مىگويند. اگر اين حب جاه نبود، كه ارث شيطان است و از اول شيطان براى همين خصيصهاى كه داشت مطرود شد، و چون