صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣١ - غير انسانى بودن حق «وتو»
عبادت باشد؛ راهپيماييها عبادت باشد، نه معصيت؛ شعارها عبادى باشد، نه معصيتى، جورى باشد كه براى خدا باشد. هر كه هر كارى دلش مىخواهد [بكند] به هر كه مىخواهد بد بگويد، نه، اين طورى نيست. بايد اين مسائل روى يك برنامه صحيحى كه از قبل ريخته مىشود، اين مسائل هم بايد توجه به آن بشود.
غير انسانى بودن حق «وتو»
و از امورى كه براى همه ما لازم است، اين است كه ما يك توجهى به مسائل دنيا بكنيم، ببينيم وضعش چه جورى است. من فكر مىكردم كه در اين عصر ما، همه الفاظ محتواى خودشان را از دست دادهاند. ما در يك عصرى واقع شدهايم كه الفاظ از آن معنا كه دارند، فرار كردهاند؛ يك معانى ديگرى دنبالش آمده. معناى «عدالت» را وقتى انسان نگاه مىكند در دنيا، الآن يك جور ديگر است؛ معناى «خلقى بودن» را آدم ملاحظه مىكند، مىبيند يك وضع ديگرى دارد؛ سازمانهاى امنيت دنيا را انسان وقتى ملاحظه مىكند، مىبيند كه سازمان ناامنى است، نه سازمان امن، اما اسمش سازمان امن است، جمعيتهاى طرفدار بشر را انسان [نگاه] مىكند، مىبيند كه همين جمعيت طرفدار بشر، طرفدار ظالماند، طرفدار بشر نيستند، طرفدار ظلمه هستند. اين كارهايى كه، اين چيزهايى كه در دنيا الآن از اين قدرتهاى بزرگ واقع مىشود، هيچ كس نيست كه از آنها بپرسد كه چرا؟ گاهى يك جايى، يك چيزى يك كسى مىگويد، اما مسأله، مسئلهاى است كه وقتى بنا باشد كه سازمانهاى بزرگ دنيا اختيارش دست چهار پنج نفر باشد، اين را نمىشود گفت كه اين امنيت بشر، سازمان طرفدار بشر- نمىدانم- سازمان كذا. اين اختيارش دست چهار پنج نفر است، اين هم مطلب خودش را از دست داده؛ كه بايد براى همه مردم باشد. چهار پنج نفر همه چيزها را دارند؛ هر كارى همه بكنند يك نفر بگويد «نه»، تمام مىشود. حق «وتو» يك امرى است كه هيچ آدمى نمىتواند بپذيرد و اين مجالس- مثلًا- عمومى دنيا، كه براى اين امور است، اين را پذيرفتهاند. اينكه هيچ آدمى، هيچ انسان نابالغى هم نمىتواند بپذيرد كه ما مىخواهيم همه دنيا بر عدالت باشند، لكن