صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - لزوم كم توقعى حجاج در كاروانها
اين حج نمىتواند باشد. آن حجى كه خداى تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است اين است كه برويد آنجا زندگانى مردم را ببينيد. آن وقت كه ما رفتيم، زندگانى آن وقت حجازيها را يك مقدارى ديديم- كه حالا حجاج نمىتوانند ببينند- آن وقت كه ما با اتومبيل بين مكه و مدينه مىرفتيم، هر جا اتومبيل مىايستاد، هر جا در اين بيابانهاى لم يَزْرَع [١] طولانى، هر جا اتومبيل مىايستاد، از زير اين بتهها و اينها مىآمدند بيرون بچههايى كه هيچ لباس نداشتند، زنهايى كه لباسشان فقط ساتر بود، مردهايى كه وضعشان را انسان نمىتواند بيان بكند، مىآمدند و از مردم گدايى مىكردند. بايد اينها را انسان ببيند و بعد توقع بكند به اينكه نخير، ما بايد حالا كه حج مىرويم و با كاروان مىرويم و- نمىدانم- چى مىرويم، حالا بايد در آنجا همه چيز براى ما مهيا باشد. خير، يك قدرى بايد توجه به اين مسائل بكنند. آقايان روحانيون، مردم را توجه بدهند به اين مسائل كه توقعات آنها در سطح بالا نباشد. شما را با طياره مىبرند، آن وقتها كه مىرفتند، با الاغ مىرفتند؛ چند وقت مىرفتند در بعضى جاها، چهارده ماه طول مىكشيد؛ چهارده ماه طول مىكشيد رفت و برگشت حج. حالا شما دو ساعت، سه ساعت سوار مىشويد به طياره با راحتى مىرويد آنجا. آن وقت كه مىرفتيد، خانهاى تو كار نبود كه شما برويد. شما خودتان بايد برويد تهيه بكنيد و خودتان برويد زحمت بكشيد. آن هم آن خانههايى كه بودند و آن وضع و آن كثافتى كه در آن وقت بود. حالا خانه برايتان تهيه كردهاند. خوب، شما حاجى هستيد، شما مسلمانى هستيد كه مىخواهيد به داد مسلمين برسيد، به داد مستضعفين جهان برسيد. اين قدر بالا نبريد توقعات خودتان را كه خداى تبارك و تعالى يك وقت- خداى نخواسته- امر بفرمايد كه اين جور نشود- و نمىشود آن وقت- آن وقت گرفتارى زياد مىشود.
بايد شما آقايان روحانيون، مردم را تذكر بدهيد به اينكه اگر يك كمبودى هست، آقايان كه رفتند كارها را كردند، خوب زحمت كشيدند و دارند هم الآن مىكشند، و ليكن
[١] غير قابل كِشت و زراعت.